طرح سوم

يادداشت

یادداشت دوست عزیزم میرغلامی درباره ی شهر اسلامی را اینجا بخوانید.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ۳۱ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۸ـ "ادبیات معماری" و معماری معاصر ايران

معماری معاصرایران معماری ای فاقد "ادبیات" است. مادامی که ما خود را وارد "ادبیات  معماری معاصر جهان" نکرده باشیم، سخن گفتن از "معماری ایران" بی معنا است. منظور من از "ادبیات معماری" وجه گفتمانی معماری است که معطوف به نظریه است و شامل نظریه پردازی ها و چالشهای آکادمیک و به ویژه تالیف است.

آموزه های صوری معماری مدرن سال هاست که وارد حوزه ی معماری ایران (آموزش و عمل) شده، اما هرگز "ادبیات معماری" که حاوی انبوه اندیشه ها و آرا و مقالات و کتب و ... در قلمرو معماری است، خوانده و اندیشیده نشده  ، و بالطبع مورد نقد قرار نگرفته است. اگر که معمار ایرانی ای که بتواند در سطحی فرا ملی سخن مند باشد نداشته و نداریم، علت آن است که "ادبیات معماری" هنوز به وجود نیامده است. *  "ادبیات معماری معاصر ما" نحیف، بی رمق، بی بنیاد و ناتوان است. بی شک وجهی از "طرح سوم" آن است که "گفتمان سوم" ای را برانگیزد که مبنا و خاستگاه زایش و پرورش "ادبیات معماری معاصر ایران" باشد. کاری که در عرصه ی فلسفه موفقیت های زیادی را کسب کرده است.

 

 

* شاید برخی معمارانی چون فرشید موسوی و بهرام شیردل را نمونه ای ناقض بحث من بدانند، اما طرفه این که، همانگونه که بعدتر خواهم نوشت، این گونه افراد یا همچون مورد اول "معمار ایرانی" نیستند، یا همچون مورد دوم وقتی که خواستند "معمار ایرانی" باشند، از حوزه ی "ادبیات  معماری معاصر جهان" خارج شدند.

   + محمد رضا شیرازی ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ٢٤ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۷ـ معماری و شهرسازی اسلامی

ویلیام مارشس (William Marcais) در مقاله ای به سال 1928 درونمایه هایی را در مورد شهرهای اسلامی مطرح می سازد که بعدها بارها و بارها در مطالب بعدی مورد ارجاع قرار می گیرد. اولین مطلب این که اسلام اساسا یک دین شهری (مدنی) است. او در تایید این ادعا خاطرنشان می سازد که پیامبر خود به بیابانگردان و چادرنشینان بدگمان و بدبین بوده و این که جامعه ی پیروان و مبلغان اولیه ی اسلام مردمانی شهرنشین و جزو متمولان و بورژواها بودند. نکته ی دوم این که شهرهای جدید در سرزمین مسلمانان اغلب به دست قدرت ها و سلسله های حکومتی بنیان نهاده شدند و بدین طریق تاکید ورزید که تمدن اسلامی صرفا مجموعه ای از اعتقادات و قوانین مذهبی نبود بلکه جامعه ای اسلامی بود که زندگی مسلمانان را به سوی تشکیل اجتماع و جوامع شهری سازماندهی می کرد، و به عبارت دیگر آن ها را به ساختن شهر ترغیب می نمود.

در نهایت این که وی خصوصیات متعددی را به عنوان عناصر فیزیکی شهر معرفی کرده و با ارجاع به ابن خلدون شهر اسلامی را این چنین معرفی می نماید: یک شهر می باید دارای یک مسجد جمعه بوده و یک بازار اصلی در مجاورت آن داشته باشد. در معیت مجموعه ی بازار اصلی سومین وجه مشخصه ی شهرهای اسلامی یعنی حمام قرار می گیرد که عملکرد آن آماده سازی مومنان برای نماز جمعه است. *

به اعتقاد ابو لوقد تمامی وجوه مورد اشاره ی مارشس حاصل مطالعه ی وی در مورد شهرهای آفریقای شمالی است و حتی اصطلاحات مورد توجه او نیز مواردی هستند که در آن سرزمین رواج داشته اند.  از سوی دیگر، این نگرش یکسره اسلام را با تمدن (شهر) برابر دانسته و پذیرش آن از سوی صحرانشینان را نادیده می گیرد.**

 

 * L.Abu-Lughod, J., The Islamic City, Historical Myth, Islamic Essence, and Contemporary Relevance. International Journal of Midlle East Studies, 1987

** Kisaichi, M., The Maghrib, in Islamic Urban Studies: Historical Review and Perspectives, T.M. Masashi Haneda, Editor. 1994, Columbia University Press: New York

   + محمد رضا شیرازی ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

يادداشت ها و ياد - داشت ها - ۴

به نظر شما تصویر زیر چیه؟

   + محمد رضا شیرازی ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۶ـ تهی

تهی چیست؟ هایدگر در مقاله ی "چیز" درباره ی تهی و اهمیت آن سخن گفته است. او تأکید می کند که کوزه، به تهی بودگی اش وابسته است و تهی ِ آن حاصل ِ شکل دهی ِ کوزه گر است. به زعم وی: «چیز بودگی هرگز مبتنی بر موادی که آن را ساخته اند نیست، بلکه در گرو تهی ای است که نگهدارنده است.»  تهی ِ کوزه با پذیرش آن چه که در آن ریخته شده و با حفظ آن چه در آن نهاده شده، نگه می دارد. پس تهی، می پذیرد و حفظ می کند.

ازنظر وی تهی گی نه نقصان و قصور، که خود نوعی ایجاد و تولید است. تهی نیز در زبان به سخن در می آید. در فعل "تهی ساختن" (leeren) واژه ی "گردآوری کردن" (Lesen)  سخن می گوید. آنسان که کوزه را خالی می کنیم، آن را به گونه ای گردآوری می کنیم تا «بتواند چیزی را در درون رهاشدگی اش و آزاد گشتگی اش بگنجاند.»  پس تهی کردن، خود نوعی ساختن و ایجاد کردن است، ایجاد عرصه و گشودگی ای که پذیرنده است. تهی گی هیچ نیست، بلکه می پذیرد و گردهم می آورد.

چنین نگرشی به تهی، چشم اندازی را در عرصه ی معماری فرا پیش می نهد. میدان ایرانی، چونان تهی، عرصه ی گشودگی ِ پذیرش است. ما میدان را تهی می کنیم، آن را از ماده می زداییم، تا در تهی بودگی اش قلمروی را بنیان نهد که پذیرنده و فراخواننده است. میدان در عرصه ی تهی اش، عناصر پیرامونی را گردهم می آورد و در خود جای می دهد. بدین سان، تهیِ میدان گردهم آورنده است. این تهی، خود ساخته شده است. قوام میدان در تهی آن است، در قلمروی که در تهی آن است، و در گشودگی اش.

همین گونه است حیاط ایرانی، به ویژه اندرونی آن. اندرونی، چونان خرده جهانی ظریف، چونان چیز گردهم می آورد. آب و باد و خاک و درخت و آسمان و برف و باران و انعکاس و صدا و ... همه و همه در خرده جهان ِ تهی ِ اندرونی پرمی شوند. در پرِ تهی، جهان حضور می یابد. به تعبیر دیگر، اندرونی، در تهی ِ خود جهان را می جهاند. اندرونی، قلمرو حضور است، و معمار، تهی می کند تا پر شود. بدین سان، تهی برای باشیدن ضرورت دارد، چرا که به تأسیس قلمروی برای باش گاه و باش داشتن توانا است.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱٤ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

بينامتن - ۹ - دیوارها و خانه ها

دیوارها و خانه ها

يه ديواره يه ديواره يه ديواره

 كه پشتش هيچي نداره
توكه ديوارو پوشيدن سيه ابرون

نمياد ديگه خورشيد از توشون بيرون

....

يه روز يه خونه اي بود كه تابستونا

روي پشتبونش ولو ميشد خورشيد
درخت انجير پيري كه تو باغ بود

همه ي كودكي هاي مرو ميديد

...

ترانه ی دیوار ‌فرامرز اصلانی 

آدرس ترانه:

http://www.iransong.com/person/64.htm

 

   + محمد رضا شیرازی ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱٢ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

گزک ـ ۶

واحد بین المللی گزک رسما آغاز به کار کرد.

 

به گزارش روابط بین الملل گزک، پیرو مورد گزک قرار گرفتن چهره های نامی معماری و شهرسازی وطنی و نیمه وطنی، و بنا یه درخواست انجمن ها و نهادهای بین المللی و دفاتر بزرگ معماری، واحد بین المللی گزک جهت تنبیه، تصحیح، تدقیق، ترفیع، تذهیب، تکریم، تفهیم، و .... عوامل خارجی آغاز به کار کرد. این واحد با هشدار به جامعه ی بین الملل معماری مبنی بر پرهیز از هر گونه اغراق، غلو، تشویش اذهان عمومی به ویژه معماران معصوم جوان، نشز اکاذیب و اقدام علیه تخدیش چهره ی معمار و معماری در صورت مشاهده ی هر یک از موارد فوق به شدت وارد عمل خواهد شد.

این واحد در بدو امر سرنخ یک ایده دزدی صریح و آشکار را به دست آورده است که مشروح آن متعاقبا منتشر می شود.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱٢ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۵ـ معماری و شهرسازی اسلامی

 

بحث "شهر اسلامی" برای اولین بار در مطالعات دانشمندان و محققین فرانسوی در مورد شهرهای مغرب (مراکش، تونس، الجزایر) در طول استعمار آن مناطق و به ویژه شهر فاس مطرح گردید. به زعم ماساتوشی کیسایچی (Masatoshi Kisaichi) بین قرن نوزدهم و بیستم مطالعات و تحقیقات شهرهای حوزه ی مغرب در فرانسه به حد بالایی رسید. آنها معتقد بودند که مشخصه ی دوره ی اسلامی تقابل های پیوسته و ممتد میان بیابانگردها (ویران گران تمدن) و ساکنین شهر (بانیان تمدن) بود که مانع هرگونه توسعه می گردید. این نظریه بر دو اصل مبتنی بود: «تفکیک و تخاصم میان ساکنین شهری و غیر شهری، و رکود و ایستایی جامعه ی اسلامی»*

 

 

* Kisaichi, M., The Maghrib, in Islamic Urban Studies: Historical Review and Perspectives, T.M. Masashi Haneda, Editor. 1994, Columbia University Press: New York.

   

   + محمد رضا شیرازی ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱٠ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

از کلام بزرگان ـ ۳

آن که از همه چیز بسیار می گوید،‌ هیچ چیز نمی داند.

آن که هیچ نمی گوید، معلوم نمیکند که چه می داند.

آن که از یک چیز بسیار می گوید، یک چیز می داند.

تنها نوابغند که از بسیاری چیزها می گویند، و البته بسیار می دانند.

و از یک چیز گفتن، بسی بسیار نیک تر از از همه چیز گفتن و هیچ نگفتن است.

....

راستی، در سرزمین ما کدام یک موفق ترند؟!

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ٩ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۵ـ راه

...

رهرو، با گذر از یک راه از آن بهره نمی گیرد، بل آن را نگه می دارد. راه، در رهرو و با رهرو راه است. رهرو، با رهگذری خود راه را تمدید می کند. راه بی رهرور، راه نیست. قطعه ای است میان دیگر قطعه ها.

...

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; ٦ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

از شهر

بهار هم بهارهای ولایت خودمان!

دوم فروردین و برف!

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ٢ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()