طرح سوم

روح مکان، به سوی پدیدارشناسی معماری - ۳

آنچه در پی می آید متن ویراستاری نشده ی فصل آخر کتاب «روح مکان، به سوی پدیدارشناسی معماری» اثر برجسته ی کریستین نوربرگ ـ شولتز است که با ترجمه ی من از سوی انتشارات گام نو زیر چاپ است. از نظر من، پدیدارشناسی در معماری قابلیت هایی دارد که همچون دیگر شیوه های تاویل و تفسیر، از سنت گرایی و ساختارگرایی گرفته تا شالوده فکنی، هرگز در خوانش معماری و شهرسازی ایران مورد استفاده قرار نگرفته است. این ترجمه، که حاصل کار جنبی من یعنی ترجمه است ـ من هرگز یک مترجم نیستم و باشد که نباشم ـ گامی دیگر است در راستای دغدغه ی اصلی من یعنی درانداختن «طرح سوم»، که سودای تحقق آن را دارم.

* زیرنویس ها حذف شده اند.

نام: روح مکان، به سوی پدیدارشناسی معماری

نویسنده: کریستین نوربرگ ـ شولتز

مترجم: محمد رضا شیرازی

انتشارات گام نو

بخش سوم

شهر سبز، لوکوربوزیه

به گونه ای متناقض، وضعیت حاضر نتیجه ی خواست بهبود محیط انسانی است. بدین سان «شهر سبز» دلباز و گشوده واکنشی در مقابل وضعیت غیر انسانی شهرهای صنعتی قرن نوزدهم اروپا، و معماری مدرن در کل در صدد حل نیاز انسان به ایجاد سکونتگاه بهتر بود. لوکوربوزیه این گونه نوشته است: «انسان بسیار بد سکونت می گزیند، و این علت اصلی و واقعی آشوب زمانه ی ما است.»، و در «نمایشگاه بین المللی هنرهای تزئینی» که به سال 1925 در پاریس برگزار شد یک نمونه ی آپارتمانی را ارائه داد که آن را «خانه ی روح جدید» (pavillon de l’esprit nouveau) نامید. دیدگاه لوکوربوزیه به روشنی در به سوی یک معماری (1923) آمده است. وی در این جا به ما خاطرنشان می سازد که «ما باید از زندگی در خانه های نامناسب متأسف باشیم، چرا که آن ها سلامتی و روحیه ی ما را خراب می کنند».  بنابراین این روح جدید قصدی فراتر از رضایت نیازهای فیزیکی در سر داشت و آشکارا متضمن شیوه های زندگی جدیدی بود که انسان را دوباره «طبیعی و بهنجار» می ساخت، چرا که وی را قادر می نمود تا از «بالندگی ارگانیک وجود خویش» پیروی کند. در رأس جنبش مدرن، آنگونه که لوکوربوزیه تعیین کرد، خواست کمک به انسان ِ مدرن ِ از خود بیگانه جهت تحصیل مجدد وجودی راستین و معنادار برای خود قرار داشت. انسان جهت تحصیل این امربه «آزادی» و نیز «این ـ همانی» نیاز داشت. «آزادی» به معنای رهایی اولیه از نظام های مطلق گرایانه ی دوران باروک و جانشینان آن، یعنی داشتن حق انتخاب و مشارکت، و « این ـ همانی» به معنای بازگرداندن انسان به آن چه که اصیل و اساسی است بود. جنبش مدرن به واقع شعار Neue Sachlichkeit را به کار گرفت که می توان آن را به «بازگشت به چیزها» به جای «خردگرایی نوین» ترجمه کرد.

پاویون روح جدید، لوکوربوزیه

کار اولین پیشگام مدرن، فرانک لوید رایت، از همان آغاز متأثر از «ولع عینی به واقعیت» بود، و در یازده سالگی به مزرعه ای در ایالت ویسکانسین (Wisconsin) رفت «تا بیاموزد که چگونه واقعا کار کند». در نتیجه، رویکرد او به پیده های طبیعی مبتنی بر نگرش و تحلیل عینی رایج در اروپا نبود، بلکه بر مبنای تجربه ی مستقیم «نیروهای» سرمشقی و معنادار بود. وی می گوید: «دیدن آتشی که عمیقا در کالبد سخت خانه می سوزد برای من آرامش بخش بود». ، و از این رو پلان های خود را حول بخاری بزرگ سازماندهی کرد تا جایگاه آتش را به هسته ی شورانگیز سکونت تبدیل کند. کاربرد وی از مصالح طبیعی نیز می باید به عنوان تجلی خواست ِ بازگشت به پدیده های عینی، یعنی «حس عمیق ِ واقعیت» فهمیده شود. رایت همچنین اولین کسی بود که به تقاضای «آزادی» پاسخ گفت. سکونتگاه انسانی همواره به گونه ای سنتی پناهگاه فرد و خانواده بوده است.

رایت، خانه ی هانا

رایت، خانه ی روبی، پلان

آثار رایت پس از آن که در سال 1910 در آلمان منتشر شد تأثیری عمیق بر پیشگامان اروپایی گذارد. آن ها به روشنی دریافتند که رایت توانسته است ابزارهای عینی ای را تعریف کند که برای سکنی گزیدن نوین انسان مورد نیاز است.

در این جا ضرورت دارد که به ایده ی وی در مورد «معماری دموکراسی» نیز اشاره کنیم. پیشتر، معماری از «بالا» تعیین و تبیین می شد، و سکنی گزیدن تنها در قالب فرم های معنا داری نمایان می شد که در رابطه ی با کلیسا و قصر بودند. معماری مدرن، بر عکس، سکنی گزیدن را نقطه ی عزیمت خود قرار داده و همه ی دیگر وظایف ساختمانی به تعبیر لوکوربوزیه «ضمیمه و بسط» سکنی گزیدن به شمار می آیند. بدین گونه است که نظام سنتی ِ وظایف ساختمان وارونه می شود. این امر بدان معنا است که معماری دیگر مبتنی بر جزم و اقتدار نیست، بلکه باید از متن زندگی روزانه رشد و نمو یابد، و بیان گر فهم انسان از طبیعت، دیگر مردمان و خود باشد. بدین سان وظایف «عالی» ساختمان نه یک شرط بلکه نتیجه است، و بیانگر آن چیزی است که انسان باید در زندگی خویش به آن دست یابد. پس روح جدید باید انسان را از دست «نظام ها» رها سازد، و به شکاف و انشقاق تفکر و احساس که محصول ویژه ی جامعه ی بورژوا بود چیره شود.

رایت، خانه ی روبی

   + محمد رضا شیرازی ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ٢٥ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()