طرح سوم

پرسه ها و پرسه ها ـ 48ـ هرکجا یا کجا، دو برش از مکان: برش دوم ـ هرکجا

  

اما گهری وجهی دیگر از توجه به مکان را می گشاید، وجهی که چندان به خصلت ویژه ی مکان اهمیت نمی دهد، و نگاهی عام تر به محل و سایت دارد. او در مورد طرحی که برای مسابقه ی ساختمان اداری  RTD ارایه کرده می گوید:

  

«زمانی که ما در مسابقه رتبه ای به دست نیاوردیم یکی از ژوری ها گفت که این کار شبیه آسمانخراشی بود که می توانست هرکجا باشد. اما خب آسمانخراش ها برای هرکجا هستند. آنها گونه ی ساختمانی ای هستند که واجد حضوری عام و جهانی اند. من آسمانخراشهای زیادی ندیده ام که این قابلیت را داشته باشند که بتوانند هرکجا قرار بگیرند. آسمانخراشی که برای کلولند طراحی کردم می تواند برای لوس آنجلس، بستن یا نیویورک هم مناسب باشد. آسمانخراش ها ... از آنجایی که بلندند، و چون همان آسمان را می خراشند، تبدیل به موردی هرکجایی می شوند. زمینه در سطح چشم (افق دید) معنا دارد. تنها در سطح دید و در بستر کار است که می توان کاری ویژه ی سایت انجام داد، یا کاری در بالای آن. اما حتی آسمانخراش های تاریخی هم می توانند هرکجا قرار بگیرند. آسمانخراش های میس [وندر روهه] برای هرکجا بودند. و آسمانخراش RTD [برنده ی مسابقه] که ژوری آن را انتخاب کرد هم احتمالا می تواند هرکجا قرار بگیرد، چرا که در نهایت یک ساختمان بلندمرتبه فقط ساختمانی است که خط افق آن با هر مرکز شهری جور درمی آید.» همان، ص ۲۶۰

 

 

   + محمد رضا شیرازی ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()