طرح سوم

پرسه ها و پرسه ها ـ 50ـ پرسش از "معمار خوب"

پرسش "معمار خوب کیست؟" چیزی نمی پرسد. در اصل این عبارت یک پرسش نیست. چرا که فاقد مولفه های یک "پرسش" است. علت آن است که مورد پرسش آنقدر وسیع است که به تفکر در نمی آید، و فکر نمی شود. تفکر وقتی فکر می کند، یا اندیشه آنسان می اندیشد، که مورد پرسیده شده امکان اندیشیدن را فراهم آورد. اندیشه وقتی می اندیشد که مورد اندیشیده شده تا حدودی مشخص باشد، در غیر این صورت آن را قید می زند و محدود می سازد.

برای همین است که این پرسش چیزی نمی پرسد، و پاسخ آن هم بی گمان چیزی نخواهد بود. این پرسش هم سنگ است با پرسش هایی از این دست: آدم خوب کیست؟ یا نقاش خوب کیست؟ یا فیلسوف خوب کیست؟

این پرسش از مساله ای دیگر هم رنج می برد. اصل پرسش مبتنی بر دو واژه ای است که خود پرسش برانگیزند: "معمار" و "خوب". پس مشکل چند برابر می شود. "معمار" کیست که "معمار ِ خوب" که باشد؟ و "خوب" چیست که فرد معماری را بتوان به آن متصف کرد. پرسش از "معمار" ما را به تاریخ معماری و نظریه ی معماری می برد، و پرسش از "خوبی" یا "نیکی" ما را به دامن بی انتهای فلسفه و اخلاق و داوری. و این دو عرصه، عرصه ای است که نمی توان از آن سر به سلامت برد.

پس چه باید کرد؟ آیا باید به انتظار نشست، تا از حوزه های مرتبط دیگر تعریف هایی دقیق و مشخص صادر شود، تا ما به پاسخ پرسش خود بپردازیم؟ بی گمان این امر هم نوعی انفعال است. پرسش فوق، تنها "توصیف" می طلبد. می توان با قیودی همچون قیدهای مکان و زمان، به پرسش فوق اندیشید. معمار خوب مفهومی ازلی، ثابت و لایتغیر نیست. می توان از معماری های خوب، و معمارهای خوب، در مکان و زمانی خاص سخن گفت. اما هر کدام از این ها باز از امر ناگزیر  سوژه می رنجد، چرا که معمار خوب ِ ..... (انواع قیود) باز معمار ِ خوب ِ .... من یا تو یا دیگری است.

............

پس ما نه با یک پرسش که با پرسش های بی شمار مواجهیم. این پرسش، یا باید در گنگی خودش بی پاسخ بماند و پرسیده نشود، یا به گونه ای دیگر پرسیده شود، یعنی در قیدها و چهارچوب ها اندیشیده شود. ... و در نهایت، ما نه با یک گزاره ی منطقی دقیق، که با پاسخ هایی مواجهیم که مجموعه ای از توصیف های لغزنده و متغیراند.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳ خرداد ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()