طرح سوم

ضیافت شش + یک: پنج وضعیت ِ آینده در معماری

پنج وضعیت ِ آینده  در معماری

 

ـ زمان وحدت گذشته و حال و آینده است. پس هر امر زمانی هم وحدت هر سه. این در هم شدگی "آن" ها همزمان تمایز و این ـ همانی را می رساند. هر لحظه، هم گذشته ی خود و هم آینده ی خود است. بدین سان، سخن از آینده ی معماری، یاد گذشته و حال معماری هم هست. آینده ی معماری، خود را از گذشته می آغازد، از حال عبور می دهد و به آینده می رساند. پس هر خصلتی که واصف آینده ی معماری است، لا جرم خصلت هایی از جنس گذشته و حال است.

سخن از آینده ی معماری، نوعی پیشگویی است. سخن از امری که هنوز محقق نشده، اما در حال ِ تحقق است. بنابراین، سخن از آینده ی معماری از جنس تخیل و تصور است. می شود آینده ی معماری را تصور کرد، و برخی وجوه احتمالی آن را حس کرد.

اما حال معماری در وضعیتی ویژه به سر می برد. ما در موقعیتی ویژه ایستاده ایم؛ موقعیتی لبریز از "نه هنوز". قرن بیستم، که بی شک نقطه ی عطفی در تاریخ معماری است، هنوز در حال ِ رخدادن است و در حال ِ ما جریان دارد. هنوز به سختی می توان قرن سپری شده را "قرن گذشته" نامید. ما هنوز قرن بیستم را "معاصر" می نامیم و حس می کنیم. این امر، از یکرو بدان جهت است که هنوز در اوایل قرن بیست و یک هستیم، و هنوز چندان ازقرن بیستم دور نشده ایم. از دیگر سو دهه ی جاری چندان خود را از اواخر قرن پیشین جدا نکرده است. دغدغه های پسامدرن ِ سه دهه ی اخیر قرن بیستم هنوز دغدغه های رایج و جاری دهه ی کنونی است. قرن نوزدهم، جزوی از گذشته ی معماری است، اما قرن بیستم هنوز در حال مانده  و به گذشته نرسیده است.

....

آینده ی معماری، معماری چند سال بعد نیست، و شاید چندین سال بعد. آینده ی معماری، شاید از آن آینده ای نزدیک نباشد. به گمان من، آینده ی معماری در درون چند "وضعیت" شکل خواهد گرفت، پرورش خواهد یافت، و محقق خواهد شد؛ چند وضعیتی که پیکره ی معماری ـ نظر و عمل ـ را به چالش خواهند کشانید. این چند وضعیت، وضعیت آینده ی معماری است.

 

1 ـ وضعیت بی سبکی: معماری گذشته معماری سبک ها بود. سبک ها، کلام های سنگین، پرمعنا، همنوا و مسلط عصر خود بودند. معماری هم همواره در درون سبک ها رخ می نمود. اما آنچه در شیوه گری رنسانس نطفه بست، در قرن بیستم به ثمر رسید. ماندگاری سبک ها ـ که به سختی می توان آن ها را سبک نامید،بلکه جریان هایی بودند که هرگز به تسلط و سختی سبک نرسیدند ـ چند سالی بیش نپایید و به زودی مرگ یا زوال یا کمرنگی خود را شاهد شد. اگر معماری مدرن چندین دهه مسلط بود ـ لااقل در حوزه ی حرفه و آموزش معماری ـ معماری پسامدرنیسم و دیکانستراکشن و فولدینگ و ... هر یک طول عمری کوتاه تر و کوتاه تر داشتند. حال معماری در بی سبکی غوطه ور است. آینده ی معماری، بی سبک تر، تکنوازانه تر و تکروانه تر خواهد بود.

 

2 ـ وضعیت "نوبودگی": نوبودگی مفرط، یکی از ریشه های بی سبکی است. این نوبودگی، که لزوما حاصل ِ "تخیل" و "تصور" انسانی نیست، بلکه تا حدود بسیاری مدیون رایانه و خلاقیت مجازی است، به نوعی "نوبودگی برای نوبودگی" یا اصالت "تازه گی" انجامیده که مسلط بر گفتمان طرح معماری است ـ ونه بر نقد و نظر معماری که کمابیش ناقد آن است. در این وضعیت نوبودگی، معیار قضاوت تمایز و تضاد است. هر آنچه متفاوت است ارزش می گیرد و هر آنچه "ظاهر" ای متمایز دارد به قدر می نشیند. این امر، به واقع تعطیل معنا و مفهوم به نفع ظاهر و "رو" است. اما در این وضعیت نوبودگی، آنچه که "نو" می شود نه حس های وجودی و سویه های بنیادین ِ هستن ِ ما، که وجوه صوری و شاکله های بصری است. این نوبودگی مفرط، برای اثبات و تثبیت خود از "بنیان ها" چشم می پوشد، آنها را نمی خواند و "کهنه و فرسوده" می انگارد، و بدین سان بخشی از "وجود" را نادیده می گیرد. شاید بهتر ان باشد که این وضعیت را وضعیت "نوبودگی صوری" خواند.

 

3 ـ وضعیت رسانه: رسانه های معماری، بخشی از منطق ِ کلی رسانه اند. رسانه، سایه می پراکند، اغراق می کند، مطابق میل خود می نمایاند، و قاعده و معیار می سازد. رسانه، پادشاهی ِ نوینی است یکسره با تعریفی متمایز از قدرت. در گذشته معماری خود رسانه بود. مردم، در معماری و با معماری بودند و معماری مستقیما خود را به ما عرضه می کرد. اما حال ِ معماری، حال ِ رسانه ی معماری است. این رسانه ها ی معماری اند که معماری را شرح می دهند، تبیین می کنند، و ارزشگزاری می کنند. این جریان حاکم که ذهن و زبان و وجود ِ معماری را نشانه رفته است، ستاره ها را خود می سازد، جلوه می بخشد، و علم می کند. رسانه، به جای ما می اندشید، و معماری رسانه زده هم. رسانه گلچین می کند، رنگ و جلا می دهد و "ثابت" می کند. در این فوران و بمباران ِ رسانه ها، ذهن سست و منفعل می ماند، می پذیرد و به خواب می رود.

 

4ـ وضعیت ِ دیجیتال: دیجیتال ناگزیر ِ حال است. امکان های دیجیتال چنان گسترده و عالم گیراست که گریزی از آن نیست. اگر وضعیت ِ گذشته را "سنگینی"، "ماده"، "اصالت"، "بنیان" و از این دست شرح می دهند، دیجیتال را "سبکی"، "بی ماده گی"، تکثر" و "پراکنده گی" و ... شرح می دهند. حضور دیجیتال، عرصه های عمومی و خصوصی را درهم نوردیده و هیچ جایی فارغ از آن نیست. معماری هم، در حال دیجیتال شدن است.

جنس دیجیتال، اساسا و ذاتا متمایز است. خاطره های دیجیتال، احساسهای دیجیتال، فکر دیجیتال، تخیل دیجیتال، دوست داشتن دیجیتال و .... در ـ جهان ـ هستن ِ دیجیتال!؟ آیا می شود دازاین دیجیتال را شرح داد؟ آیا دیجیتال گردهم می آورد؟ آیا دیجیتال یکدستی صرف است؟ آیا دیجیتال عرصه ها را حفظ می کند؟ آیا دیجیتال به یاد می آورد؟

دیجیتال، بزرگترین چالش ذهنی آینده ی معماری خواهد بود. این چالش، برای کسانی نیست که غرق آنند. برای آن حواشی ای اشت که تن به دیجیتال نمی دهند. منظور از تن ندادن، عدم سرسپردگی است. ایستادن در وضعیت ِ مقاومت.

 

5ـ وضعیت ِ مقاومت: اما همیشه حاشیه ای هست که متن ِ رسانه زده ی مسلط ِ حاکم را برنمی تابد. این حاشیه، همزمان گذشته و حال و آینده است. این حاشیه، نوبودگی ِ صرف را وقعی نمی نهد. آنچه برای او مهم است "همزمانی و "گفتمان" است. این حاشیه، در گفتگوی مداوم گذشته و حال و آینده تنفس می کند. همانقدر "کهنه" و "باستانی" است که "معاصر" و "نو". و همانقدر چشم به آینده دارد که به حال. این حاشیه، درکی راستین از "زمان" دارد و معماری را چونان "زمان" می فهمد.

حاشیه مقاومت می کند، و تن به رسانه نمی دهد، اما آن را می خواند. غرق دیجیتال نیست، اما دوربین دیجیتالی دارد. در آفرینش های "نو" همیشه "کهنه" را در می یابد. زمان ِ بی گذشته و حال، برای او زمان ِ عقیم، ناقص و علیل است. برای او، زمان در حضور سه "آنِ ِ" خود فهم می شود.

آینده ی معماری، هنوز این حاشیه ی مقاومت را دارد.

   + محمد رضا شیرازی ; ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ٧ امرداد ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()