طرح سوم

گزک ـ ۴

می گن در ایران مطمئن ترین و بهداشتی ترین ظاهر (البته برای آقایان!) ریش پرفسوری یا همان بزی است، چرا که به یارو می گن چرا ریش نداری، اشاره به قسمت ریش دار می کنه و می گه ایناهاش، و

و قتی می گن تو که ریش داری، با اشاره به قسمت بی ریش می گه کو؟!

گزک من هم از جنس همین ریش بزیه. اگه بگن چرا اینجوری می گی می گم که بابا خوب شوخیه و طنز، نیاید جدی گرفت. و اگه طرف به حرفم اعتفاد داشت، خوب اونوقت دیگه مشکلی نیست!

...

و اما بعد...

من با آقای دانشگر هیچ خصومتی ندارم. این که او هدف اولین گزک من بود، کاملا تصادفی بود، چون بعد از این که تصمیم به گزکیدن گرفتم، تصادفی به سایت و نوشته هایش برخوردم و نتونستم جلوی خودم رو بگیرم. و می دونم که او  فرد پرتلاش و توانایی است، و همین که در دانشگاه وین تدریس می کنه همین رو نشون می ده. و من هم قول می دم بیشتر روی کارهاش و نوشته هاش فکر کنم، و دیگه در موردش ننویسم مگر این که مجبورم کنه!!

و اگر هم راهم افتاد به وین، حتما به دیدنش برم ـ البته اگر که منشی دفترش به من وقت بده ـ با او قهوه ای ینوشم ـ والبته چای قند پهلو رو ترجیح می دم، چون سنتی تره ـ باهاش عکس یادگاری بگیرم ـ چون شاید اینجوری من هم مشهور بشم ـ و اگه در آخر وقتی باقی بود ازش بپرسم که چجوری می خواد با ترکیب زعفران ـ که برای برنج ایرانی خوبه ـ و خوشنویسی ـ که در معماری ایران نقش اساسی داره! ـ می خواد معماری خودش رو برپا کنه. *

 

 * Armin Daneshgar, a man for the Iranian universal Architecture, Niloufar Khalooesmaeili, in http://yousefi.persianblog.ir/1385_9_yousefi_archive.html

   + محمد رضا شیرازی ; ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۸ دی ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()