طرح سوم

از دلتنگی ها ـ ۵

گاه می اندیشم که جهان سومی صفتی است که ما الحق سزاوار آنیم. و روشنفکر جهان سومی نیز مرض هایی دارد که سالهاست با آن خو کرده و چنان مزمن شده که تبدیل به خو و خصلت شده است.

و یکی ار این امراض بی ادبی است.

این که در سرزمین ما گفتمان یا مکالمه به مفهوم واقعی آن شکل نگرفته و نمی گیرد و شاید نخواهد گرفت، از آن رواست که اصل بدیهی و اولین آن را برنمی تابیم، یعنی گشودگی بر سخن دیگری. دگماتیزم، رسوب اندیشه ی ما شده و فحش و ناسزا جای انتقاد را گرفته.

روشنفکر ایرانی اساسا بی ادب است.

چندی پیش فحش و فحش کاری دو تن از اصحاب اندیشه ی ایرانی را خواندم و باز یأس بر تمام وجودم نشست. نمی خواهم بگویم که بوده و کجا، چرا که نه به خواندنش می ارزد و نه به یأس پس از آن.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳ اسفند ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()