طرح سوم

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۳-از چهارگانه گی ها و چهارپاره گی های "نقش ِ جهان"

از چهارگانه گی ها و چهارپاره گی های "نقش ِ جهان" *

...

چیزها (things)، و نه اشیا و ابژه ها (objects)، در گردهم آوردن ِ جهانی ویژه بنیان نهاده می شوند. این گردهم آوری (همایش)، که اساس مکان را می سازد کارویژه ای خاص خود دارد. بناها یا مجموعه های معماری نیز، آنسان که چونان یک چیز گردهم می آورند، مکان می سازند و کارویژه ای خاص در جهان آفریده ی خود می یابند. گردهم آوردن، ریشه در زمین ( زمینه، بافت، محیط، اجتماع، اقتصاد، قدرت و ... ) دارد. بدینسان هر همایشی، ناگزیر دامنه ای از مناسبت ها را تاسیس و یا تکمیل می کند، و در این جشنواره ی مناسبت ها، چیزها کارویژه ای خاص می یابند…..

میدان "نقش جهان" حامل یک چهارتایی است. این میدان چهارگوش است، مستطیلی با ابعادی متناسب. چهارضلعی ای که در هر ضلع خود، بنایی عظیم را جای داده است و رواق هایی خوش تناسب آن ها را به دقت به هم دوخته اند. این میدان چهارگوش، در خود جهانی کامل است، چرا که در نگرش اسطوره ای بر چهار گوشه ی جهان اشاره دارد. پس به گزاف نیست که آن را نقش ِ جهان نامیده اند، چرا که نقش ( طرح، آرایش، انسجام) آن تمثیل و نمادی از کل جهان است. "نقش جهان"، خرده جهانی است در کل جهان…..

میدان امام چهارپاره است. هر پاره ای برای خود سودایی به سر دارد. ارتباط ها، نسبت ها و خط و ربط های پیدا و پنهان از هم گسیخته اند. چنان گسیختنی که حتی بندِ رواق ها نیز توان ِ دوختن آن را ندارد. زیست ـ جهان ِ دیروز از هم فروپاشیده. چهارتایی های ِ میدان ِ امام، اگر چه در چهارگوشه ی میدان ایستاده اند،  اما فرسنگها از هم فاصله دارند. چهارتایی میدان امام، دیگر نمی چهارد.

* بخشی از مقاله ای که به خوانش پدیدارشناختی میدان نقش جهان می پردازد.

   + محمد رضا شیرازی ; ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; ٢٥ اسفند ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()