طرح سوم

پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۶ـ تهی

تهی چیست؟ هایدگر در مقاله ی "چیز" درباره ی تهی و اهمیت آن سخن گفته است. او تأکید می کند که کوزه، به تهی بودگی اش وابسته است و تهی ِ آن حاصل ِ شکل دهی ِ کوزه گر است. به زعم وی: «چیز بودگی هرگز مبتنی بر موادی که آن را ساخته اند نیست، بلکه در گرو تهی ای است که نگهدارنده است.»  تهی ِ کوزه با پذیرش آن چه که در آن ریخته شده و با حفظ آن چه در آن نهاده شده، نگه می دارد. پس تهی، می پذیرد و حفظ می کند.

ازنظر وی تهی گی نه نقصان و قصور، که خود نوعی ایجاد و تولید است. تهی نیز در زبان به سخن در می آید. در فعل "تهی ساختن" (leeren) واژه ی "گردآوری کردن" (Lesen)  سخن می گوید. آنسان که کوزه را خالی می کنیم، آن را به گونه ای گردآوری می کنیم تا «بتواند چیزی را در درون رهاشدگی اش و آزاد گشتگی اش بگنجاند.»  پس تهی کردن، خود نوعی ساختن و ایجاد کردن است، ایجاد عرصه و گشودگی ای که پذیرنده است. تهی گی هیچ نیست، بلکه می پذیرد و گردهم می آورد.

چنین نگرشی به تهی، چشم اندازی را در عرصه ی معماری فرا پیش می نهد. میدان ایرانی، چونان تهی، عرصه ی گشودگی ِ پذیرش است. ما میدان را تهی می کنیم، آن را از ماده می زداییم، تا در تهی بودگی اش قلمروی را بنیان نهد که پذیرنده و فراخواننده است. میدان در عرصه ی تهی اش، عناصر پیرامونی را گردهم می آورد و در خود جای می دهد. بدین سان، تهیِ میدان گردهم آورنده است. این تهی، خود ساخته شده است. قوام میدان در تهی آن است، در قلمروی که در تهی آن است، و در گشودگی اش.

همین گونه است حیاط ایرانی، به ویژه اندرونی آن. اندرونی، چونان خرده جهانی ظریف، چونان چیز گردهم می آورد. آب و باد و خاک و درخت و آسمان و برف و باران و انعکاس و صدا و ... همه و همه در خرده جهان ِ تهی ِ اندرونی پرمی شوند. در پرِ تهی، جهان حضور می یابد. به تعبیر دیگر، اندرونی، در تهی ِ خود جهان را می جهاند. اندرونی، قلمرو حضور است، و معمار، تهی می کند تا پر شود. بدین سان، تهی برای باشیدن ضرورت دارد، چرا که به تأسیس قلمروی برای باش گاه و باش داشتن توانا است.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱٤ فروردین ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()