طرح سوم

پرسه ها و پرسه ها ـ ۲۱ـ تکمله ای بر از نقد معماری تا نقد معمار

تکمله ای بر از نقد معماری تا نقد معمار

ـ نوشته ی من نیم نگاهی بود به آن چه که این روزها تحت عنوان نقد در مجله ها و وبلاگ ها نوشته می شود، که به نظر می رسد اغلب خرده گیری هایی ایدئولوژیک مبتنی بر نظری کلی در احوال شخصی افرادند و نه نقد معماری.

ـ البته که زندگی معمار ـ و بیشتر زندگی حرفه ای اش، و کمتر زندگی خصوصی اش ـ حامل اطلاعاتی است که ما را به زوایای پنهان آثار او راه می برد، اما باز معتقدم که نقد معماری بسی ارزشمندتر از نقد معمار است و نقد هنربسی گرانمایه تر از تجسس و اظهار نظرهای کلی در باب احوال شخصی هنرمند، چرا که نقد معمار (هنرمند) به آسانی در ورطه ی نگرش ایدئولوژیک فرومی غلتد، و عقده ها، احساساتی گری ها، کینه ها و ... که رویه های فروتر وجودند، لاجرم دخیل و مؤثر می گردند. برای مثال، از نظر من شعر شاملو بسیار عظیم تر از شخصیت شاملو است. می توان شعر شاملو را جاودانه خواند و دوباره خواند، اما این تا زمانی است که به گرداب تجسس در احوال شخصی اش در نغلتیم ـ یعنی چنان فرو نرویم که اثر او را نبینیم ـ چرا که تجسس ایدئولوژیک احوال او معلوم نیست چه بر سر احساس ما از شعرش بیاورد. معمار نیز همین طور است....

ـ بحث من بحث بر سر اولویت هاست. ما از فیلسوفان و بزرگان پسامدرن و پساساختارگرا آموخته ایم که در دام نقد فرهنگستانی نیافتیم ، بلکه به سوی متن و اثر برویم، ناسازه هایش را کشف کنیم و با اثر، اثر را بسنجیم. می گویند وقتی از هایدگر درباره ی زندگی افلاطون پرسیدند، او تنها به همین بسنده کرد که: افلاطون به دنیا آمد، زندگی کرد و مرد. برای هایدگر زندگی شخصی افلاطون چیزی بیش از این نبود. آن چه بود، مکالمات افلاطون بود.

   + محمد رضا شیرازی ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۳ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()