طرح سوم

بينامتن - ۱۱ - چند یادداشت بر کنسرت شجریان

دیشب در فیلارمونی برلین، اثر معروف هانس شارون، کنسرت شجریان و همراهانش بود. در این جا چند نکته را خاطرنشان می کنم:

ـ وقتی که برگزاری یک کنسرت، آن هم از نوع سنتی و فاقد مشکل! آن، در ینگه دنیا آسانتر از وطن باشد، و حضور در آن برای دوستداران ممکن تر، باید به حال متصدیان فرهنگ ـ و بیشتر به حال هموطنان ـ صادقانه گریست.

ـ موسیقی درکاست و سی دی و ... تنها صداست، اما در اجرا ـ بگوییم رویداد ـ با فضا در می آمیزد. حضوردر صحنه ی یک اجرا، تنها حس شنوایی را برنمی انگیزد، بلکه برای درک آن بینایی و لامسه و ... به یاری هم می آیند. آن که در صحنه حاضر است، نه کالبد که جان است.

ـ شجریان "پیر" بود، به تمام معناهای آن، و همایون ـ پسرش ـ "جوان"، به تمام معناهای آن. صدای شجریان پدر صدایی صیقل خورده بود، و پسر باید سالها و سالها مشق کند. حنجره با خواندن صیقل می خورد، چنانچه خط و قلم با کشیدن و طرحیدن. چندی پیش با تمام وجود دریافتم که توین هاوس لوکوربوزیه ی جوان در اشتوتگارت بسی خام تر از کلیسای رونشان لوکوربوزیه ی پیر است. توین هاوس ازهیاهویی جوانانه، و کلیسای رونشان  از سکوتی پیرانه سخن میگوید.

ـ من به عنوان یک دوستار موسیقی، و نه یک متخصص، معتقدم که طریق شجریان سالهاست که در خود تکرار می شود، و نو تنها بازخوانی کهنه است. همان ها و همان ها و همان ها. موسیقی شجریان در آن ـ همانی خود  گرفتار شده است. شجریان، یک طرح اولی تمام عیار است.

 

 

   + محمد رضا شیرازی ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ٩ خرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()