طرح سوم

هزار و یک تصویر، هزار و یک تصور - ۳

با هزار و یک تصویر بر آنم تا از هزار و یک تصور سخن بگویم که حاصل مواجهه ی مستقیم من با آثارند، و نه تصاویر. در این میان، سودای بسط نوعی خوانش ویژه به سر دارم، متفاوت از آن چه معمولا  می خوانیم. بر آنم، تا آنجا که امکان و توان باشد، اتودهایی پدیدارشناختی ارائه دهم،  اگر چه همواره در آن وادی نباشند.

من تصور خود را به واسطه ی تصویرها و متن ها بیان میکنم، تا هر کس تصور خود را برسازد. بنابراین، هزار و یک تصور را من نمی سازم، ما با هم می سازیم، در درهم آمیزی تصورها.

     

مجموعه ی مسکونی ویسنهوف، اشتوتگارت

آپارتمان مسکونی، میس وندرروهه

چهار: آپارتمانی با واحدهای 44 تا 88 مترمربعی، اثر میس وندرروهه. ایست، خاست و افراشت بنا، یکدست و یکنواخت. این یکنواختی ِ ایستا (نحوه ی اتصال اثر به زمین، که نشان از نحوه ی استقرار آن دارد) خاصیت ِ "زیرزمین" را می فرساید، و یکدستی افراشت و خط آسمان، از عظمت آسمان می کاهد.  اگر که برخاست ِ متنوع ترِ اثر نبود، که تعدد پنجره های ِ ناچار ِ هر واحد آپارتمانی مسبب آنند، یکنواختی آمرانه تر می شد. راستی! اگر درخت نبود، معماری خیلی چیزها کم داشت!

پنج: نماهای جانبی اغلب وجوه فراموش شده ی معماری اند. شاید علت کار، به تعبیر پالاسما، تسلط بصر ـ محوری بر معماری است، که در حین طراحی ِ پرسپکتیو بنیاد ِ کار روی می دهد. یک سطح مرده، پنجره های مرده، آسمان ِ مرده و ... این وجه بنا، گورستان ِ عناصر معماری است. روح ِ پنجره و آسمان قرین رحمت باد!

شش: افراشت، وقتی که متنوع بر می افرازد، معماری سبک تر و آسمان آسمانی تر می شود. آسمان به درون تراس می دود، و سطوح بام، همراه ابرها می رقصند. این وجه بنا، شاداب ترین وجه است. و ایوان هایی که هیچ وقت به حرف معمار گوش نمی دهند. ایوان های خلق ِ مردمی!!

تراس ها همیشه بهشتی اند، پردیس گونه ای در دل اثر. این وجه بنا، لبخندی به لب دارد. دیگر چشم ما واپس نمی دود، بلکه به درون ِ ایوان ها و تراس ها می رود، بازی گوشی می کند، و پس و پیش می شود. تن، به سخن در می آید، و آرزوی ِ تجربه ی تراس ِ بام را دارد.

   + محمد رضا شیرازی ; ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱٥ تیر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()