طرح سوم

پرسه ها و پرسه ها ـ ۲۷ـ معماری و شهرسازی اسلامی

اما این مطالعات که همانطور که گفته شد بیشتر مبتنی بر شهرهای آفریقای شمالی بوده است دارای مشکلات عدیده ای بودند. این تحقیقات تاکید نامتناسبی را بر اسلام به عنوان یک قدرت همه جانبه و مؤثر در شکل گیری شهرها داشته اند. به علاوه، آنها بر خصوصیات ویژه ای از این شهرها تاکید ورزیده و آن را برجسته نموده، به عنوان شهرهای ایده آل و آرمانی مطرح ساختند. در این راستا، وجوه دیگر شهری نادیده انگاشته شد. به اعتقاد آندره رایموند (Andre Raymond) حتی محققین مسلمان و عرب نیز انگاشت های اولیه ی شرق شناسان را برگرفتند، غافل از این که خصلت بیش تأکید شده ی "اسلامی" که شرق شناسان فرانسوی مبدع آن بودند ناشی از رویکرد آنها در تعریف هرگونه سیمای ویژه ی اعراب ِ متعلق به قلمرو استعماری آنها تحت عنوان "مسلمان" یا "اسلامی" بوده است، و حتی آنها تا قبل از سال 1960 به اهالی الجزایر نه با نام "الجزایری ها" که می توانست معمول و مرسوم باشد، بلکه با ارجاع به دین و مذهب آنها با نام "مسلمین" خطاب قرار می دادند، در حالی که خود استعمار شده ها استعمارگران را "اروپایی" می نامیدند و نه "مسیحیان"!

در دهه ی 1960، مفهوم "شهر اسلامی" تأسیس شده از سوی محققین فرانسوی از سوی محققین انگلیسی و امریکایی که بیشتر به مطالعه ی شهرهای شرقی تر پرداختند، مورد مناقشه قرار گرفت، و رویکرد جامع و چندبعدی جایگزین قرائت تک بعدی قبلی گردید. این محققین درصدد بودند تا شهرها را درون زمینه ی اجتماع و فرهنگ منحصر به فرد آن ها مورد مطالعه قرار دهند و شهر اسلامی را چونان موجودیتی فهم کنند که شکل دهنده ی آن تنها اسلام به عنوان یک دین نبوده، بلکه مجموعه ی متنوعی از عوامل اجتماعی ـ فرهنگی که مذهب یکی از آنها است، تأثیرگذار بوده است.

   + محمد رضا شیرازی ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; ٢٠ امرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()