متن گردی ها ـ ۵

آدولف لوس و من، او به واقع و من به ظاهر، تنها کاری که کردیم آن بود که نشان دهیم بین گلدان و لگن فرقی هست، و این تفاوت برآمده از فرهنگ است. اما دیگران، یا گلدان را به عنوان لگن، یا لگن را به جای گلدان به کار می گیرند.     

 

کارل کراوس

تفکیک فلسفی میان کالبد و ذهن به غیاب تجربه ی تجسدی در اغلب نظریه های معنا در معماری انجامیده است. تاکید بیش از حد بر دلالت و ارجاع در نظریه ی معماری  به  دریافت معنا چونان پدیده ای کاملا مفهومی منتهی شده است. تجربه، آنگونه که به فهم مرتبط است، به نظر می رسد که به موضوع ثبت بصری پیام های رمزی تقلیل یافته است ـ کارکردی از چشم که می تواند به خوبی بر صفحه ی چاپی تکیه کرده و از حضور فیزیکی معماری یکسره برهد. کالبد اغلب به انبوهی از نیازها و قیودی فرو می کاهد که شیوه های طراحی ِ مبتنی بر تحلیل رفتاری و ارگونومیک می بایست خود رابا آنها تطبیق دهند. در این چارچوب فکری است که کالبد و تجربه اش در ایجاد و تحقق معنای معماری مشارکت نمی جویند.

اسکات گارتنر

 

/ 0 نظر / 11 بازدید