متن گردی ها ـ ۸- تاملاتی از لويی کان

هر چه خواهد بود همواره بوده است.

بنیادی ترین پرسش آن است که ساختمان می خواهد چه چیزی باشد؟

معماری تجسد مورد ِ سنجش ناپذیر است.

نه آن چه که شما می خواهید، بلکه آن چه که شما در نظم چیزها حس می کنید است که به شما می گوید چه چیزی را طراحی کنید.

زمانی که قلمرو فضاها را خلق می کنید، نهادها را زنده می کنید.

خیابان احتمالا اولین نهاد انسانی است، یک همایش ـ گاه بدون سقف.

مدرسه قلمرو فضاهایی است که مناسب آموختن اند.

شهر مکان نهادهای گردهم آمده است.

در گوهر فضا روح و خواست ِ "به شیوه ای خاص وجود داشتن" هست.

بیان گری، دلیل و برهان زیستن است.

اثر هنری، حیات بخشیدن است. معمار برمی گزیند و ترتیب و آرایش می دهد تا نهادهای انسانی را در قالب فضاها، محیط و روابط بیان کند.

هنر تنها زبان انسان است.

"چگونه" انجام دادن به مراتب کم اهمیت تر از "چه چیز" انجام دادن است. (چگونگی به مراتب کم اهمیت تر از چیستی است.)

نور بخشنده ی هر حضوری است.

آفتاب بر عظمت خویش واقف نمی بود، مادامی که بر وجه یک ساختمان بر نمی خورد.

من مادامی که نور طبیعی نداشته باشم نمی توانم یک فضا را به واقع چونان یک فضا تعریف کنم.

من برآنم تا بیان هایی نو برای نهادهای کهن بیابم.

معماری احساس جهانی درون جهان را به وجود می آورد، احساسی که منجر به فضا (room)می شود.

لویی کان

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
مهدی سلطانی

راجع به پرسه نوشته ۷ متنی در وبلاگ قراردادم خوشحال می شم سر بزنيد

ميلاد عبادی

سلام جناب مهندس وبلاگ بسيار جالب و پر باری داريد..اگه به وبلاگ ما هم سری بزنيد و ما رو از نظرات سازنده ی خودتون دريغ نکنيد ممنون ميشمدر ضمن اگه مايل به تبادل لينک هستيد کامنت بذاريد..اميدوارم هميشه سر بلند و موفق باشيد..با تشکر ميلاد عبادی

ايمان رئيسی

سلام دوست عزيز. با تاخیر زیاد و تکماده، من هم به ضيافت دوم وارد شدم! دست مریزاد برای وقت و انرژی که در ضیافت دوم گذاشتی و به اميد ديدار.