پرسه ها و پرسه ها ـ 56ـ پراگ

پراگ شهر خیال انگیزی است. شهر کهنه ها و نوها. شهر اوج ها و عمق ها. شهر "تو" ها و "اندرون" ها. شهر کافکای رازآمیز. شهر روزها و شب های متصل. شهر داستان ها و رویاها.

با کوچه ها یی که به سر نمی رسند، و حال و هوایشان در نفس می آمیزد. شهر پیاده روی های بی پایان.

 

  

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
فرزانه حقیقی

it was late in the eveninig when K. arrived. The village was deep in snow. The castle hill was hidden,veiled in mist and darkness, nor was there even a glimmer og light to show that a castle was there . On the wooden bridge leading from the main road to the villageK.stood for a long time gazing into the illusory emptiness above him. a descriptive passage on the city Prague fom the kafka's castle story in the book " the concept of dwelling" . p.47

مهراز

تعریف فضاهای پیاده روی پراگ رو خیلی شنیدم

علیرضا

نمی دونم چرا اینقدر به این شهر علاقه دارم شاید بخاطر عکس هایی باشد که دیدم یا بخاطر توصیفاتی که کوندرا و کافکا دارند. بجای من هم ببین دوست من

عقیل

کتابی هست به اسم روح پراگ نوشته ایوان کلیما که با خوندنش آرزوی دیدن پراگ هم به آرزوهام اضافه شد The Spirit of Prague: And Other Essays (1995) Ivan Klíma