پرسه ها و پرسه ها ـ 57ـ نظریه های خوانش

خوانش و نظریه های خوانش حوزه ای در گفتمان معماری است که در ایران عمیقا غایب است. خوانش را در مقابل  interpretationمی گذارم، چرا که به گمان من برابرهای تفسیر، تاویل یا تحلیل برابرهای درستی برای آن نمی توانند باشند. تحلیل در زبان رایج معماری ما هم ارز analysis است، و بیشتر اشاره به تجزیه تحلیل های فرمال دارد. تفسیر هم از نوعی شرح و بسط نظری حکایت دارد، و تاویل آن را با هرمنوتیک به اشتباه می گیرد.

خوانش آن قلمروی در نظریه ی معماری است که به نوع خوانش اثر معماری، یعنی به نوع نگرش، شرح، و در کل دریافت اثر می پردازد، یعنی این که با چه روشی و چگونه باید یک کار معماری را ادراک کرد، دریافت و تجربه نمود. این حوزه، به گمان من، خود را از نقد معماری هم جدا می کند، اگر چه نقد معماری هم لاجرم می بایست مبتنی بر یک "نظریه ی خوانش" باشد، و گرنه در حد ابراز گزاره هایی بی بنیاد و سطحی فرو می ماند. البته ما نه با "نظریه ی خوانش"، بلکه با نظریه های خوانش مواجهیم، و هر نظریه ی خوانشی بخشی از "حقیقت" اثر معماری ـ به معنای هرمنوتیکی آن ـ را می گشاید و بخشی را پنهان می کند. مثلا، خوانش نشانه شناختی نوعی نظریه ی خوانش است که مبانی خود را از نشانه شناسی (سوسور، پیرس، اکو) می گیرد، و سعی در رمزگشایی اجزا و عناصر معماری دارد.

....

در این میان پدیدارشناسی نیز گونه ای نظریه ی خوانش است، خوانشی که در صدد است تا به تجربه ی زیسته ی اثر معماری بپردازد، در نگرش جزیی و خرد فرونماند، به چیزها آنگونه که پدیدار می شوند روی آورد، و برداشتی کم ـ پیش فرض و راستین ارایه نماید.

بدین سان خوانش معماری در آموزش معماری ایران هرگز آموخته نمی شود و آنچه با عنوان "تحلیل اثر" انجام می گیرد، اغلب گزارشی سطحی، صوری، و فیزیکی از سیمای اثر است.

و باز، این کاستی را باید در کاستی بزرگتری جستجو کرد: فقدان مدرسه ی نظریه ی معماری در ایران. این خلا عظیم، تنها در سایه ی تاسیس یک مدرسه ی نظریه ی معماری و پرورش دانشجویانی در سطوح کارشناسی ارشد و دکترا ممکن است رفع گردد.

بی گمان کم مایگی "نقد معماری" در ایران هم به گونه ای ریشه در همین کم مایگی نظریه های خوانش دارد.

/ 3 نظر / 6 بازدید
فرزانه حقیقی

سلام تاویل و تفسیر را برای کدام معادل انگلیسی انتخاب می کنید؟ ممنون

منظم

http://profs-against-plagiarism.blogspot.com/2008/09/blog-post_1309.html

محمد رضا شیرازی

اشاره من به این بود که تفسیر و تاویل برابرهای خوبی برای این واژه نیستند، چرا که در زبان مرسوم ما بار معنایی متفاوتی دارند.