پرسه نوشته ها ـ 13ـ برای دوست پشت در مانده ام!

مرتضای عزیز! دوست پشت در مانده ی من!!

من هم چندی هست که می خواستم متنی شبیه به آنچه تو نوشته ای بنویسم و انتقادی و اعتراضی. اما با خود عهد کرده ام که از این قسم کارها نکنم. برای من هم خیلی عجیب است که کسی میهمان دعوت کند و بعد در را ببندد و به جایی نا معلوم برود، و کسانی همچون تو که زود وعده وفا کرده اند بیایند و روزها پشت در بمانند. نمی دانم چه بر سر آنها آمده. به قول تو اگر که خدای ناکرده اتفاق ناگواری افتاده شاید بهتر باشد ما هم بدانیم و حداقل ابراز همدردی کنیم، یا اگر چنان گرفتار کار و اجرا و ... هستند ما هم برایشان آرزوی موفقیت کنیم، و یا اگر شادی ای هست، ما هم از شادیشان شاد شویم. اما هیچ خبری نیست، پس تنها حدس و گمان می ماند و هیچ.

نظر من راجع به تداوم ضیافت ها به کل دیگرگون بود، اما نظر جمع هم چیزی دیگر. به هر حال، این که میزبانی  این ضیافت دیگربه جایی رسیده که شاید نیازمند توجه همه باشد هم منطقی است. پیشنهاد من این است که به مدیریت میزبان قبلی مان، نصیر زرین پناه، مهلتی دیگر به میزبانان عزیز داده شود و اگر کماکان در غیبت بودند ـ که امیدوارم غیبتشان به جهت شادی بوده باشد ـ میزبانی دیگر انتخاب و اعلام شود.

و در کل، باید هرچه سریع تر فکری دیگر راجع به کل این قضیه کرد. فکر نکنم این اولین و آخرین گرفتاری باشد!

/ 7 نظر / 5 بازدید
علیرضا

سلام دوست عزیز. آقا من کماکان فکر میکنم مجله اینترنتی که قبل از عید مطرحش کردم جایگزین خوبی برای این برنامه است. بعد هم اینکه این چند پست اخیرت معرکه بود و من چند بار خواندمشان.و یاد گرفتم (بی تعارف) سوم اینکه من به کامنت هام بدلیلی فنی - احمقانه دسترسی ندارم.(سرویس دهنده اینترنت من سایت کمکی کامنت گیرم رو باز نمیکنه. )احساس کر بودن می کنم.از بچه ها نظرت رو شنیدم .آره سوال کردنش مهم تره.ممنون.

نصیر زرین پناه

من به عنوان میزبان قبلی کامنتی برای پرتیکانی‌ها نوشتم. به نظرم مسیری که ضیافت‌ها در آینده طی خواهد کرد، در گرو «انتخاب» امروز ماست. نظر جمعی می‌گوید راه را ادامه دهیم. من البته به ادامه‌ی راه «بدون پایان» خوش‌بین نیستم. حتماً جایی باید صحبتی از آخرِ راه بکنیم. حالا این آخر راه می‌تواند یک پایان خوش از پیش تعیین شده باشد یا نقطه‌ای مبهم در زمانی نامعلوم. جایی که دیگر انرژی‌ها برای پیمودن ادامه‌ی راه فروکش کرده است. باید «انتخاب» کرد.

محمد رضا شيرازی

علیرضای عزیز. ممنون از اظهار لطف ات. کاش ایده ی مجله ی اینترنتی را کمی در وبلاگت توضیح بدهی تا به رای دوستان گذاشته شود. به گمانم این کار خیلی جدی تر و پرمساله تر از ضیافت ها باشد. و این که به کامنت هات دسترسی نداری، البته لزوما همیشه چیز بدی نیست!!!

محمد رضا شيرازی

نصیر عزیز! ممنون از اقدامی که کردی. من باز هم به وجود پایانی خود ـ انتخاب ـ شده معتقدم. این انتخاب بهتر بود به دست میزبان فعلی و با رای گذاشتن از طریق وی باشد. اما می بینی که، هنوز خود میزبان غایب است.

یک دوست

سلام من با اقدام نصیر گرامی موافق نیستم.به نظر من باید از میزبان درخواست حذف کامنت و التیماتوم!! خود را بنماید. من همچنین تعبیر "پشت در ماندن " را کمی تند میدانم و زود همگام.الیته اگر اتهام احساساتیگری را به فهرست اتهاماتم اضافه نکنم. ولی چرا؟ اول اینکه میزبان تا حدود زیادی وظایف اصلی خود را انجام داده .دعوت ها را انجام داده و موضوعاتی را مطرح کرده و نهایتن موضوعی را نیز انتخاب کرده است. همینطور علیرغم نظر اولیه اش در مورد بر دوره زمانی >ممکن بوده است مسافرتی در پیش داشته باشد مثلن > و به درخواست دوستانش در این دوره تجدید نظر کردو ان را تا اخر خرداد قرار داد.>اما غیر از مرتضی گرامی بقیه چه کرده اند که اکنون مدعی شده اند؟ نصیر گرامی نوعی از میزبانی داشت که ممکن است مورد نقد خیلی ها باشد مثلن اینکه چرا تحت تاثیر بحث های فرعی و خودنمایانه دیگران قرار گرفت؟و.... بقیه میزبانان نیز هر کدام به طریقی متفاوت عمل کردند. هر کدام یک "دیگری" به عنوان میزبان از خود نشان دادند. خوب اینهم یک جور "دیگری" جدید. اینکه زیاد نگرانی ندارد. یا اصل مطلب نیست.شاید روش میزبانی پرتیکان این ب

یک دوست

ادامه خلاصه اینکه چاره این میزبانی عجیب و غریب و البته به نوعی بامزه. صبر است "دیگری" را همانطور که هست بپذیرید. و در نهایت با پایان خرداد و در صورت ادامه همین روال میزبان بعدی را انتخاب کنید. پس نباید گرد و خاک بی ثمر به پا کرد و بهتر است در مورد موضوع ضیافت نوشت و نوشت و نوشت. یک جمله تاریخی نیز به نصیر عزیز : > "عنوان میزبان قبلی یا سابق " چیز سختی بود که دود شد و به هوا رفت. " ارادتمند دوستان به خصوص نصیر و به امید اینکه صحبت مرا درست درک کند.

محمد رضا شيرازی

یک دوست عزیز. "دیگری ناب"! ناشناس بودن تو، امکان مکالمه را از من می گیرد. موفق باشی.