پرسه نوشته ها ـ 16ـ دیجیتال سیاه

 

 

دیجیتال همه چیز را زایل و تباه می کند، خاطره را، شهر را، معماری را، "اصل" را، سکوت را ... و حتی مرگ را.

 

 

 .....

 

گاه فکر می کنم که دیجیتال زشت ترین اتفاق قرن است. هیولایی که همه چیز را در مغاک خود فرومیبرد و تباه می کند.

/ 5 نظر / 22 بازدید
خلیل

نظرت در مورد پدیدار شناسی این هیولای زشت قرن (دیجیتال) چیست؟ شاید نظرت همان نفوذ موبایل هاست نه دوربین عکاسی. وقتی دیجیتال در خدمت معماری قرار می گیرد چه روی می دهد؟

شیرازی

خلیل عزیز نوشته بودی که هیچ تفاهمی از عکس نداریم و نمی توانیم با هم سخن بگوییم. اما می بینی که علیرغم تفاوت در نگاهی که ما بین ما هست، هنوز هم می توانیم با هم حرف بزنیم، و این البته به دلیل این است که هر دو به "اخلاق مکالمه" پایبندیم. آنچه من در پرسه نوشته ها ـ تیتری که برای نوشته های پرسه گونه ام گذاشته ام ـ نوشتم پرسش دوباره از دیجیتال بود. دیجیتال و تاثیر آن بر معماری همواره یکی از پرسش های بنیادین ذهن من بوده است، و همواره سعی کرده ام ـ مثل خیلی چیزهای دیگر ـ نگاهی "انتقادی" ـ با تعریفی که آموخته ام و باورش دارم ـ به آن داشته باشم. اما هنوز فرصت تمرکز بر آن برایم بوجود نیامده است. در اینجا نمی خواهم وارد ماهیت دیجیتال شوم. تنها به یاد سخن بودریار می افتم که گفته: این اشیا نیستند که سایه دارند، بلکه این سایه ها هستند که اشیا دارند. این جمله هنوز برای من ماهیت دیجیتال را نمایندگی می کند.

شیرازی

ادامه. از طرف دیگر، به نظر من پدیدارشناسی دیجیتال هنوز صورت نگرفته است، و یا من از آن بی خبرم. در حوزه ی معماری هم همین طور. یکی از پرسش های فعال ذهن من معماری دیجیتال است، واقعه ای که به باور من خیلی از وجوه معماری را به چالش کشیده و بخشی از "آینده معماری" هم کمابیش در درون همین چالش روی خواهد داد. اما نوشته ی من در مورد موبایل و دوربین هر دو است. من چندی پیش تجربه ای دیگر هم داشته ام، دیدم که همین دیجیتال چگونه عظمت، سکوت و خاطره ی پارتنون را فروکاست و تبدیل به کارت پستالی چند ریالی کرد.اینها وجوه تاریک(یا دستکم تامل برانگیز) دیجیتال اند و ما باید حداقل بر آن آگاه باشیم، تا فریب اش را نخوریم. حتما نوشته ی بنیامین در مورد "اثرهنری در عصر تکثیر مکانیکی" را خوانده ای. این گونه نوشته ها حاوی نه نگرشی نوستالژیک بلکه خوانشی عمیق، بنیادین و آگاهنده اند. تا جایی که برای برخی معماران پشتوانه ای می شود تا مبانی معماری فولد را بر آن بنهند. (برای مثال مورد آیزنمن). کاش کسی هم "اثرهنری در عصر تسخیر دیجیتالی" را بنویسد. خوشحالم که با هم در تماسیم. موفق باشی

لیدا

موافقم.

علی

سلام. به نظر من در چنین مواقعی اگه حس لحظه رو سعی کنیم بفهمیم و درکش کنیم خیلی بهتر از ثبت اونه.