سی نمای معماری 4 : درباره ی الی، درباره ی حقیقت و دروغ به مفهوم ایرانی آن

برای اطلاع  درباره ی فیلم و دیدن نشست مطبوعاتی آن اینجا را ببینید.

 

فیلم درباره الی فیلمی درباره ی ایران است. اگرچه کارگردان آن تاکید دارد که فیلم وجهی جهانی دارد و فراسوی جغرافیا می رود، اما این فراسوبودگی نفی ایرانی بودگی نمی کند. "وضعیت" گزارش شده در فیلم به شدت "ایرانی" است؛ راست، دروغ، مصلحت، نقاب، شادی، اضطراب و ... مفاهیم رایج و زیسته ی زیست ـ جهان ایرانی است.

     

 

1ـ وضعیت متوسط: فیلم درباره ی الی فیلمی درباره ی " وضعیت متوسط" است. منظور من از وضعیت متوسط وضعیت عام و اکثریت است، طبقه ای که بهره ای از تحصیلات و آموزش برده اند، امکاناتی برای تفریح دارند، و زندگی متوسطی را زندگی می کنند. این فیلم چون "وضعیت اکثریت" را گزارش می دهد با مخاطب ارتباطی نزدیک برقرار می کند؛ هر یک از ما تماشاگران فیلم صحنه های آن را بارها و بارها زیسته ایم، دروغ هایش را شنیده ایم و گفته ایم، اضطراب هایش را نفس کشیده ایم، و شادی هایش را تجربه کرده ایم.

             

برلیناله پالاست، پتسدامر پلاتز

2ـ وضعیت مصلحت: وضعیت مصلحت وضعیتی میانه ی دروغ و حقیقت است؛ مصلحت همواره بخشی از حقیقت را به سودای امر خیرکتمان می کند تا وضعیت را بهبود بخشد. ما در مصلحت ها زندگی می کنیم، و دروغ و راست را با آن می سنجیم. در این جا است که مصلحت معیار حقیقت می شود. حاصل این امر، ابهام و "تعویق" است، تعویقی که در آن حقیقت معلق می ماند و چه بسا که هرگز فاش نمی شود. کارگردان به خوبی از خاصیت این وضعیت سود برده، آن را به کار گرفته، و تماشاگر را تا آخر فیلم مبهوت و منتظر نگه می دارد.

          

اعتراض !

3ـ وضعیت روزمره: آنچه فیلم های فرهادی را دلنشین می کند گزارش روزمرگی ها است؛ چهارشنبه سوری، دایره ی زنگی (فیلمنامه)، و درباره ی الی روزمرگی ها را به تصویر می کشند. این روزمرگی عرصه ی اضطراب ها و دلهره ها و عشق ها والبته شادی ها و دلخوشی ها است؛ وضعیت با ـ دیگران ـ بودگی. در این فیلم هیچ گونه "اصالت" ای وجود ندارد، حتی الی که دل به دریا می زند گریزی "اصیل" را انتخاب نمی کند، بلکه در دایره ی بسته ی همان روزمرگی غرق می شود.

  

/ 2 نظر / 10 بازدید
یکی از شاگردهای قدیمی

من فیلم رو ندیدم ولی نزدیک به 30 نقد در بارش خوندم . نمی دونم چرا به همه یه حس دست داده همه از دروغی میگن که از همه راستها راستتره چرا همه انقدر خوب هسش کردن؟چرا همه انقدر ایرانی میدوننش؟وهمه اون نقدهاروهم کسایی نوشتن که تو رده اجتماعی هستن که تو فیلم اومده؟...و چرا من که فیلم و ندیدم و حتی از یه سکانسش خبر ندارم میتونم بفهمم از چی داره حرف میزنه؟از آدمایی که زندگیرو تو" رسیدن" میدونن نه در "موندن"تو اونجایی که انقدر برا رسیدن بهش... خوشحالم که وقتی فرهادی خرس میگرفت شما براش دست میزدید.

یکی دیگر از شاگردهای قدیمی

روایت چهارشنبه سوری رو دوست داشتم و منتظر دیدن این فیلم هستم .چه خوب که شما اونو دیدید و برای ما نوشتید. این اواخر کم می نویسید و تخصصی تر . ای کاش به این نظرات در معرفی فیلم کتاب یا مقاله و هرچی که به قول خودتون ((حاشیه با اهمیت متن )) بیشتر بپردازید