پرسه ها و پرسه ها ـ ۱۴ـ معماری و شهرسازی اسلامی

مقدمه:

بی شک تعبیر "معماری اسلامی" و "شهرسازی اسلامی" در میان اصحاب حرفه چه در ایران و چه در خارج موضوع مناقشه است، و البته مثل خیلی چیزهایمان ـ اگر بنابر احتیاط نگوییم همه چیزمان ـ در بستر شرقشناسی های وارونه شرح و بسط می یابد. اخیرا به دلایلی این امر را مورد مطالعه ی دقیق تر قرار داده ام، که اندیشه های خود را در یادداشتهایی خواهم نوشت.

در تفاوت جعل و نام ( نامیدن)

در مورد معنای جعل در لغتنامه ی دهخدا می خوانیم: "مبدل ساختن. ديگرگون كردن. از حالتى به حالت ديگر درآوردن.  گمان بردن چيزى را چيز ديگر. از عدم بوجود آوردن.   نسبت دادن. منسوب گردانيدن. فروبردن چيزى را در چيز ديگر. هر چيز ساختگى كه در آن دعوى اصل نمايند و هر چيزى كه كسى از پيش خود اختراع كند. (ناظم الاطباء). نقل چيزى كه بر آن دعوى اصل نمايند. (غياث اللغات)."

بنابراین جعل آن است که اصل نیست، یا اصیل نیست، بلکه آن را بر می سازیم (به ناگهان) تا چیزی جدید و غریب را خطاب قرار دهیم.

اما نامیدن جعل نیست. نامیدن فرایند سالیانه ی یک قوم و ملت است. نامیدن با زبان ِ قوم مرتبط است. این زبان است که می نامد و ما می نامیم تا به زبان درآوریم. از این رواست که ما به دنبال زبان و نامیدن ـ تبارشناسی، ریشه شناسی ـ می رویم، تا به ندای راستین کلمه گوش بسپاریم.

"معماری اسلامی" و "شهرسازی اسلامی" نامیدن نیست، چرا که آن را نه قوم و ملت، و نه زبان آن قوم نامیده، بلکه آن را دیگران جعل کرده اند، تا این موجود جالب و غریب و ... را مورد اشاره قرار دهند.

از این جاست که باید جعل را گرد و غبار زدود و به سراغ نام رفت.

 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
سيامند

سلام از اينکه هر روز مطلب جديد در بلاگ شما می خونم خوشحالم . هر چند فکر نمی کنم شما از ديدن نظريات من چندان خوشتان بيايد... اينا رو لطفا پاک کنيد و تو بلاگتون نذاريد... دوست دارم تو اين بحث معماری اسلامی شرکت کنم. آخه فکر می کنم به جاهای جالبی کشیده میشه... سال نو ایرانی بر شما مبارک برقرار باشید

شيرازی

سلام آقای پناهی، از اظهار لطفتان ممنونم. البته که نظرات شما را می خوانم و توجه می کنم. همین یادداشت ۱۴ هم به نوعی دیالوگ با نظر قبلی شماست. موفق باشید.

به نظر من برای بررسی درستی کلمه ی ً معماری اسلامی ً باید فرض کنیم که هیچی از معماری اسلامی و ایرانی و کلا از معماری نمی دونیم و میخوایم معنی این لغت رو که برای اولین بار تو زندگیمون شنیدیم پیدا کنیم: (البته منظورم این نیست که به عنوان یه غیر متخصص به قضیه نگاه کنیم٬ بلکه منظورم اینه که مواظب پیش فرض های ذهنیمون باشیم٬ پیش فرض هایی که فقط ما٬ساکنان معماری و شهر اسلامی٬ داریمشون) معماری اسلامی.....: معماریی که طبق آیین اسلام به پا شده، معماری مخصوص دین اسلام٬ اسلام در تمام نقاط جهان فقط یک نوع معماری رو می طلبه اونم اینه٬ و از این جور معانی..... خب همه ی ما می دونیم که اسلام هیچ وقت نسخه یی برا فضاها نپیچیده٬ مثلا نگفته خونه با ید چه شکلی باشه٬ اما یه سری مفاهیم و آدابی رو به عنوان شرع به معمار مسلمان یاد داده. مفاهیمی مثل یگانه ی برتر و مقدس٬ آدابی مثل محرمیت. این معمار که دیگه روحش نا خود آگاه با این مفاهیم عجین شده این بار که معماری می کنه معماریش متفاوت تره طبیعتا٬ اما معماری اسلامی نیست. بلکه هنر ایرانی آفریده توسط یه معمار مسلمان. این تفکر تخصصی معماری ایرانی اون بوده که تصمیم گرفته

سمیه

یا یگانگی رو چطور ماهیت و شکل بده... پس مطمئنا اگه اسلام جای دیگه ظهور پیدا می کرد٬ معماری ساکنان سرزمینش خیلی متفاوت تر از این می بودن..... پس ما معماری ایران رو تو دوره ی اسلامیش رو داریم میگیم معماری اسلامی. ..... اوووووووووووووووووووه...مقاله شد این که...

سيامند

اسم منو با سيامک زياد اشتباه می گيرن ولی تو محاوره روزانه به کسی اعتراض نمی کنم که اسم من سيامند ه مهم اينه که رفتارهای سيامند رو به رسميات بشناسن... اينکه يه معماری رو به چه اسمی بشناسيم چه اهميتی داره؟ ارزش کار زمانیه که معماری مورد بحث رو بشناسيم و از ويژگيهای مثبتش استفاده کنيم .ويژگيهايي که با زندگی امروز ما هماهنگی داشته باشه....

کمال یوسف‌پور

سلام ... در آغازين روزهای سال نو سالی سرشار از شادکامی و بهروزی برای شما دوست عزيز آرزومندم.

mirgholami

به نظر می رسد يک طبقه بندی جدید از کليه معماری هايی که خواسته يا ناخواسته اسلامی ناميده شده اند و همچنين تغييری در عينک نظاره گر اين محصولات ضروری است. مثلا اکثر توصيفات اين نوع معماری آلوده به عنصر احساسات و تعصب يا ديدگاهی عرفانی يا صوفی گری بوده آن هم بدون هيچ شاهد و مدرک تاريخی و صرفا بر اساس تئوری بافی مستشرقان يا تعصب به روحانی جلوه دادن زير وبم اين معماری از پوپ و نصر گرفته تا اردلان و نديمی و اين آخرها سراج که می خواهد آن را به دستگاه های موسيقی ايرانی. مثلا يک نفر پيدا نشده توليد اين معماری را از دريچه سلسله مراتب قدرت يا اقتصاد بررسی کند. به اميد تحقيقی بدون پيش فرض و بيطرف در اين زمينه

سيامند

با دکتر میر غلامی موافقم می دونيد چيه؟... ما همش داريم از خوبيهای معماری گذشته حرف ميزنيم... تا حالا کسی از مشکلات ابنيه سنتی چيزی گفته؟ تا جايی که من آموختم : کار ما نيست فهميدن راز گل سرخ.... مگه قراره بگيم خوبه يا بده؟ ما با علم فقط ميتونيم تحليل انجام بديم تازه الان اين مساله قطعی شده که فضا بايد بر اساس جوابگويی به نياز کاربران تعريف بشود... پس نمیشه از رو زیبایی ظاهری کنونی یه معماری غیر عملکردی مثل معماری دوره صفویه ایران را تحلیل کرد... انشا الله یه روزی برسه که دیگه به معماری اسلامی فکر نکنیم و به معماری معاصرمون کمک کنیم که بال و پر بگیره.

mirgholami

سلام اين را هم بخوانيد بد نيست برای تلطيف روحيه! http://www.shahrsazy85.blogfa.com/post-2.aspx