هزار نکته در باب پدیدارشناسی ـ 3

 پدیدارشناسی در سکوت می آغازد. تنها کسی که به هنگام جستجوی توصیف درخور پدیدارها در مقابل آنها دچار سرگشتگی و استیصال شده می داند که نگاه پدیدارشناختی واقعا به چه معنا است.

 

هربرت اشپیگلبرگ

Spiegelberg, H., The phenomenological movement; a historical introduction. 2d ed. Phaenomenologica, 5. 1965, The Hague,: M. Nijhoff. v. P:672.

/ 5 نظر / 12 بازدید
مصطفی

سلام... من یک خواهشی داشتم. اگر مشکلی ندارد فکر می کنم که بهتر است وقتی این جملات کوتاه را اینجا می گذارید، اصل جمله به زبان مبدا را هم کنارش بگذارید...فکر کنم برای درک بهتر خیلی کمک کند...سپاس

فرزانه حقیقی

«استیصال » منو یاد این انداخت که چرا بعضی از شاگردان هوسرل بعدها در سلک راهبان در آمدند!

شیرازی

آقای مصطفی. من هنگام یادداشت برداشتن از این نکته ها سعی کرده ام تا حد امکان مرجع ان را با ذکر صفحه بیاورم. هدف من هم این بوده که بتوانم مجموعه ای از نکات اصلی بحث پدیدارشناسی را جمع آوری کنم. دسترسی به متن اصلی از طریق ارجاع ها وجود دارد.

شیرازی

خانم حقیقی. نمی دانم منظور شما از شاگردان راهب چه کسانی هستند. به نظر من منظور تعبیر "سکوت"، همان کنش تفلیل، فروکاست یا اپوخه است. استیضال هم به معنی آن است که فرد، وقتی که در توصیف راستین چیزها فرو می ماند یا به استیصال می رسد، خوانش پدیدارشناختی به کمک می آید. در ضمن، انتشار مقاله ای که گفته بودم، تا آخر سپتامبر به تعویق افتاده. من حتما لینکش را برایتان می فرستم. موفق و پیروز باشید.

فرزانه حقیقی

به عنوان مثال بارزترین شان ادیت اشتاین که دستیار خصوصی هوسرل بوده و سرانجام تارک دنیا می شه . (به نقل از کتاب زمینه و زمانه پدیدارشناسی . نوشته سیاوش جمادی . ص 45) در این بخش از کتاب پدیدارشناسی گونه ای زهد معرفی می شه. زیرا باید بتوان غبارها را کنار زد و پدیدارها را همانگونه دید که هستند . آنچه من به شخصه در ارائه ی تفاسیر پدیدارشناسی با آن روبرو می شدم ‌نوعی ناتوانی در ارائه ی خود پدیدارها بود . یعنی واقعا احساس ناتوانی می کردم. زیرا با نگاهی روبرو می شدم که به شدت دقیق است و هر تعبیری را برنمی تابد. ژس رائه ی نگاهی که بتوانم آن را ژدیدارشناسانه بخوانم انرژی زیادی از من می گرفت. هنوز هم جرات نمی کنم در این مورد نوشته هایم را منتشر کنم. و گویا این مساله در برخی شاگردان هوسرل آن ها را به زهد می کشانده است. اما تعبیر شما از استیصال دریچه ای دیگر به موضوع است که بسیار استفاده کردم . ممنون. منتظر مقاله تان هم هستم.