خلاقیت: از جهان شکنی تا جهان سازی

خلاقیت: از جهان شکنی تا جهان سازی

« شاعران در زمين ايستاده‌اند كه جلو فرسايش زمين و رؤيا را بگيرند. به‌دنيا آمده‌اند تا زمين را در هجران ابدي انسان قابل تحمل كنند. شاعر سخن از جهاني ديگر مي‌گويد، ‌جهاني كه جاذبه‌ي‌ زمين را نفي كرده است.»   احمد رضا احمدی

خلاقیت، "جهان آفرینی" است. ما با خلاقیت و در خلاقیت "جهان" می آفرینیم. این جهان ِ نو آفریده، همان جهان نیست، اگرچه همان جهانی است. این جهان آفرینی، از جهان ِ موجود عزیمت می کند، و به جایی دیگر، و نه لزوما برتر می رسد. این که از جهان ِ موجود عزیمت می کند، بدان معنی است که جنس آن از همان است، یعنی ریشه و بنیاد در واقعیت دارد. واقعیت، عرصه ی "چیز" ها ست. چیزها، همان هایند که ما پیرامون خود می بینیم و درک می کنیم. جهان، ظرف چیزهاست، آن چه که چیزها، در چیزیدن ِ خود گردهم آورده اند. اثر هنری، در عالی ترین شکل خود یک "چیز" است، چیزی چیزیده که محیط خویش را گردهم می آورد. پس عرصه ی هنر، عرصه ی اشیای عینی و روابط میان آنهاست. اشیای عینی، همانند که محیط را می سازند.

کار هنرمند، در دووجهی ِ "جهان ـ شکنی" و "جهان ـ سازی" نهفته است. جهان ـ شکنی، گزیدن و برداشتن چیزی از جهان ِ مالوف و آشنای آن است. با این گزیدن و برداشتن، جهان ِ پیشین می شکند و از هم می گسلد، چرا که چیز ِ برداشته شده، روابط و مناسبات خود با اشیای پیرامون و محیط اش را از دست می دهد. خلاقیت، از این رو، ریشه در همین گزینش و جهان ـ شکنی دارد، اما در آن فرونمی ماند. جهان ـ شکنی آنسان که به جهان ـ سازی نیانجامد، عقیم می ماند. جهان ـ سازی، ساختن و برپاداشتن ِ روابط و نسبت های شیء جهان ـ شکسته است. شیء ِجهان ـ شکسته، که چیزبودگی اش را در جهان ـ شکنی از دست داده، در درون ِ روابط و نسبت هایی تازه تاسیس، دوباره "چیز" می شود، گردهم می آورد، و جهانی را تاسیس می کند. این جهان ِ نو بنیاد، جهانی نو است، جهانی پیشتر نابوده؛ آنچه دگرگون شده، مختصات شیء است. اشیا، در مختصاتی گردهم آورنده، تبدیل به چیز می شوند. کار هنرمند، امکان بخشی به این جهان ـ سازی است. هنر، امکان ِ جهان ـ آفرینی است.

از این رواست که خلاقیت یا آفرینش، اساسا و ذاتا با "هستی" نسبت دارد، و نه با "نیستی". "نیستی" نیست، آنچه هست "هستی" است. این جهان ِ نو، جهانی از "نیستی" به "هستی" در آمده نیست، بلکه جهانی است از پوشیدگی در آمده، رخ دگرگون کرده، ازگونه ای به گونه ای دیگر دگردیسیده. هنرمند، با تغییر جهان ها، به واقع اثر هنری را می زایاند. هنرمند مامای اثر هنری است. او غبار از چهره می گیرد و به روشنی در می آورد تا دیده شود. هنرمند، آشکارنده ی وجوه پنهان است، چرا که به تعبیر ویتکنشتاین "مهمترین وجوه چیزها برای ما وجوه پنهان آنهاست، و علت این پنهان ماندگی، ساده گی و آشنایی آنهاست".

آلوارو سیزا می گوید، "معماران چیزی را ابداع نمی کنند، آن ها واقعیت را دگرمی دیسند (تغییرشکل می دهند)." معمار، اشیای موجود را که متعین اند، به گونه ای پیشتر تجربه ناشده گردهم می آورد، انسجام می بخشد، و در این انسجام بخشی آن ها را به روابطی دیگرگونه در می آورد، تا در عرصه ای متفاوت معنا بپذیرند و جهانی را فراهم آورند و برافرازند. پالاسما می گوید " معنا در هنر قابل ابداع نیست، بلکه تنها می توان آن را باز ـ کشف کرد، باز ـ شناخت و باز ـ انسجام بخشید." این عصاره ی فرایند خلاقیت است. آن چه هست، هست، ما باید آن را بیابیم، و چهارچوبی دیگرگون ببخشیم. جوهر ِ سخن فرمالیست های روسی هم همین است. آشنایی زدایی، در معنای ایجاد عرصه یا صحنه ی نا آشنا، عرصه ای نیست که "جنس" آن هم نا آشنا باشد، بلکه عرصه ای است که درآن چیزهای موجود به گونه ای غریب گردهم آمده اند. آشنایی زدایی، همان جهان ـ زدایی ِ جهان های ِ موجود، و برپاداری ِ جهانی هنوز نا آشناست. دراسطوره ی آفرینش، خدا نیز انسان را از اشیای موجود دم دستی می آفریند و نه از چیزی "ناموجود" و "نا معلوم". استیون هال می گوید "معماری باید مورد هنوز احساس نشده را کشف کند." خلاقیت، همین کنش ِ یافتن ِ مورد ِ هنوز ـ احساس نشده است.به تعبیر نوربرگ ـ شولتز "معماری ابداع نیست، بلکه کشف چیز پیشتر موجود است. زندگی کشف و این ـ همان سازی فرد با امر مکشوف است." معماری چیزی را از ابتدا بر نمی سازد، بلکه با جابجایی چیزها، جهان را تغییر می دهد. خلاقیت، امکان ِ جهان ـ آفرینی به واسطه ی ترکیب ِ چیزهای پیش موجود، و خلق ِ جهانی هنوز تجربه ناشده است.

محمد رضا شیرازی

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان رئیسی

باسلام، به اطلاع کلیه دوستان وبلاگ نویس و خوانندگان محترم می رسانم که وبلاگ دفتر معماران شمال و جنوب هک شده است و از این پس اینجانب مسئولیتی در مورد یادداشت های ارائه شده در وبلاگ ندارم. ضمنا لطف نمایید و مرا در مورد چگونگی رفع این مسئله راهنمایی نمایید. این هم نمونه ای از خلاقیت معماران جوان است و احتمالا در پاسخ به ضیافت معمارانه شماره دو به من لطف نموده اند!

نگار نصيری

سلام از اينکه به ضيافت زيبای شما دعوت شدم بسيار خوشحال شدم و متاسفم که به دليل مشغله های فراوانم تا حال نتوانسته ام دعوت شما را به جا اورم. اما موضوعی که شما مطرح کرديد برايم حالب بود و مرا بر ان داشته تا تحقيقی در راستای موضوع تزم روی آن انجام دهم و از اين بابت از شما سپاسگذارم.

ghazal

hallo DR Reza ..was fur eine schone Blog haben sie . sehr viele nutzvolle information giebt es hier. aber hier ist zu Offiziel . man hat kein mut hier etwas zu schreiben . dazu es ist nicht sehr verstanbar fur Anfaenger. dann erklare ich ihnen mehr spater.

Reza

Hallo Ghazal. Vielen dank für den Komment. Ich wünsche dir erfolgreich und viel spaß in deine Studium.

Bahram Hooshyar Yousefi

يک سوال ساده: چه چيز باعث می‌شود اينچنين با اطمينان و جزمی سخن بگوييد؟! (نياز به پاسخ نيست، خودتان به سوال فکر کنيد)

Bahram Hooshyar Yousefi

يک سوال ساده از کورش: لطفا بگوييد از پاراگراف اول چه آموختيد؟! (نياز به پاسخ نيست، خودتان به سوال فکر کنيد)

Bahram Hooshyar Yousefi

يک سوال ساده از م.ميرغلامی: لطفا معيارهايتان را در زيبايی و گيرايی يک متن تا سرحد حوصله يک کامنت تشريح کنيد. (نياز به پاسخ نيست، خودتان به سوال فکر کنيد)

Bahram Hooshyar Yousefi

يک کنجکاوی ساده: جناب شيرازی اگر ممکن است کار یا کارهای معماری‌ای که در تبريز یا جای دیگر داريد در وبلاگ قرار دهيد و مختصات تاثیرات نوشته‌تان را از حیث خلاقیت‌شناسی، در آن کار تا سرحد حوصله وبلاگتان رصد کنيد. ممنون

آرش

اين يوسفی را زياد جدی نگيرين