هزار نکته در باب پدیدارشناسی ـ 1

 

بر آنم تا از این پس در عنوانی جداگانه تعاریف، ویژگی ها، و تاملات پدیدارشناختی را به صورت نکته هایی پدیدارشناختی بیاورم. امیدوارم که شمار این نکته ها روزی به هزار برسد.

 ...

 

1ـ به تعداد پدیدارشناسان پدیدارشناسی وجود دارد.

هربرت اشپیگلبرگ

 

Spiegelberg, H., The phenomenological movement; a historical introduction. 2d ed. Phaenomenologica, 5. 1965, The Hague,P:2.

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرازی

سلام خانم حقیقی. من با این نظر شما موافق نیستم. نمی شود گفت به تعداد آدم ها پدیدارشناسی هست. مثلا این که پوزیتیویست ها نه تنها میانه ای با پدیدارشناسان ندارند، بلکه روش آنها را به باد انتقاد هم می گیرند. از سوی دیگر، نگرش پدیدارشناسی مستلزم توجه، تمایل و گشودگی ای هست که همه آگاه بر آن نیستند. پس شاید این قول که به تعداد پدیدارشناسان پدیدارشناسی هست دقیق تر باشد. ممنون از توجهتان.

سمیه

اما من با نظر خانم حقیقی موافق ترم . چون هر انسانی به طور کاملا منحصر به فرد با محیطش برخورد میکند و رابطه برقرار می نماید. حتی خود پوزیتیویست ها چون انسانند به صورت ناخودآگاه پدیدارشناسانه محیطشان را میفهمند, هر چند به صورت خودآگاه فضاها را کاملا علمی تحلیل می کنند و می خوانند.

شیرازی

شاید اگر که میان "پدیدارشناسی" به عنوان فن و پدیدارشناس به عنوان صاحب این فن از یک سو و "توجهات پدیدارشناختی" که همه کمابیش واجد آنند از سوی دیگر تفاوت قایل شویم، همه با هم همنظر خواهیم بود.

یک دوست

سلام شما سه نفر مطمئنید راجع به یک چیز صحبت میکنید؟

یک دوست

حالا من اینطوری وارد گفتگو میشم.

یک دوست

به تعداد فیزیکدان ها فیزیک وجود دارد. به تعداد ریاضیدان ها ریاضی وجود دارد. به تعداد نقاش ها نقاشی وجود دارد. خوب من فکر میکنم این یعنی هرج ومرج. مگر اینکه استعاره ای در کار باشه. بد نیست پدیدار+ شناسی یکبار تجزیه بشه و شیرازی عزیز "پدیدار" را معرفی کنه و راجع به "شناسی" هم برای علاقه مندان روشن کنه این شناسی به روش ارجاع میده یا به ماهیت "هستی" اگر حال و حوصله حرف زدن با غریبه ها رو داشت.

شیرازی

یک دوست عزیز. این تعبیر که آن را سالها پیش در نوشته ای از نیکفر هم خوانده بودم تنها یک توصیف است که "وضعیت ویژه ی پدیدارشناسی" را شرح می دهد. من با آنچه در مورد دیگر حوزه ها گفته ای چندان موافق نیستم. این تعبیر شاید برای دیگر حوزه های فلسفی هم چندان صادق نباشد. مثلا نمی توان به راحتی گفت که به تعداد دیکانستراکشنیست ها دیکانستراکشن وجود دارد. علت ان شاید این باشد که گفتمان دریدا بر این حوزه مسلط است و دیگران اغلب راه و روش او را شرح و بسط داده اند. اما در مورد پدیدارشناسی چنین نیست یا کمتر اینچنین است. مثلا مروری بر تفکرات افرادی چون هوسرل و هایدگر و مرلوپونتی و باشلار و سارتر و بولنو و .. نشان می دهد که شیوه های آنها از هم متفاوت و متمایز اند. تعبیر فوق شرح این تمایزها و تنوع هاست.

شیرازی

اما در مورد تجزیه ی پدیدارشناسی حتما می پذیری که این کار نیازمند تمرکزی چندین روزه است تا متن منسجم و قابل قبولی به دست آید که برای من فعلا امکان آن نیست. دانش من در حد مطالعه ی آرای دیگران است که به گمانم شما هم از انها آگاهید. عظمت موضوع هم اظهارنظرهای بی دقت را برنمی تابد. من شاید تنها بتوانم چند منبع را در این حوزه معرفی کنم. موفق باشید.

یک دوست

به نظر من وقتی فرزانه گرامی میگوید: به تعداد آدمیان پدیدار شناس وجود دارد.اشاره به این نکته میکند که از آنجا که ما "هر فرد از انسان" مستقیمن با وقایع جهان برخورد ندارد و ارتباط ما با جهان خارج صرفن از طریق حواس و "تصاویر ذهنی" اتفاق میافتد . پس اجزائ و عناصر جهان و روابط بین این عناصر تحت تاثیر قابلیت ها و محدودیت های حواس ما نمود هایی در ذهن ما ایجاد میکند و بدین خاطر >محدودیت های حواس ما< ما هرگز نمی توانیم مدعی باشیم و مطمئن باشیم که به تمامی به اجزا و روابط جهان خارج دست یافته ایم. اما حواس ما و مجموعه تصورات ذهنی ما هر کدام از ما بدلایل متعدد و مشخص یکسان و همانند نیستند. یعنی هر فرد از ما حتی به نمود های ذهمی فرد دیگر نیز اگاهی و دسترسی ندارد. نمود های ذهنی هر فرد از اجزا و روابط جهان خارج منحصر به فرد است و لذا به تعداد ادمیان پدیدار شناخت وجود دارد. عمدن پدیدار شناخت استفاده کردم. زیرا به نظر میرسد در این نگرش ما با یک وضعیت طبیعی روبر هستیم. اما پدیدار شناسی با پدیدارشناخت این تفاوت را دارد که در پدیدارشناسی ما با یک نظریه ای برای توصیف این وضعیت طبیعی روبرو هستی

یک دوست

اگر چنین تمایزی مد نظر قرار گیرد مراد از پدیدار شناسی روش و نظریه ای است که با هوسرل منسجم شد و با دیگران پیش رفت و یا منحرف شد . اما بهرحال ائلن "تاریخی" است و دومن در مضامین و تعاریف اولیه مشترک .این نحو نگرش مسئله را ساده تر میکند. همانطور که تنوع نامحدود موضوعات و تجربیات و آزمایشات علم فیزیک به ما مجوزی نمیدهد که اعلام کنیم به تعداد فیزیکدانان فیزیک وجود دارد.تنوع پدیدار ها و توصیفات پدیار شناسان از روابط بین پدیده ها نیز مجوزی برای چنین اظهاراتی نمیشود.