پرسه ها و پرسه ها ـ ۳۹- معماری فلسفی آیزنمن

   
   معماری فلسفی آیزنمن

آثار و نوشته های آیزنمن "ضد جزئیات" اند. آن ها ما را از مادیت، از بساوایی، از ظرافت و از مصالح دور می کنند و به یک "کلام کلی" ، یک کلام و جدل فلسفی ِ عام هدایت می کنند. آن چه در درگیری با کار حاصل می شود، همین حس ِ انتقال ِ آن معنا و مفهوم فلسفی ِ کلی است، مفهومی که با کلمه و در زبان آغاز شده ـ متاثر از سنت فلسفی ِ پساساختارگرایان و شالوده فکنان ـ در سطح مجادله های فکری مانده، و کمتر خود را در "سطح" و "بطن" ِ اثر متبلور می سازد. در کارهای او، و در نوشته هایش، "جزئیات" ـ در تمام  معانی و مفاهیم آن ـ غایب و یا نا توانند، و در بی رمقی "عینیت بخشی" ما را به همنوایی با همان مفهوم فلسفی فرا می خوانند. در این جاست که "نور"، "ماده"، "آسمان"، "طبیعت" و چیزهایی از این دست بی اهمیت، "ناخوانده" و "پرداخت نشده" رها می شوند.
ادبیات وی نیز در پی تدوین ِ اپیستمه ها، مقوله بندی ها ی کلان، ارجاعات ِ سبکی و در یک کلام، "کلام کلی" است. از این روست که نوشته های آیزنمن کلام ِ فیلسوفانه اند و آثارش معماری فلسفی.

محمد رضا شیرازی

/ 0 نظر / 5 بازدید