‏‎هزار نکته در باب پدیدارشناسی - 5

از منظر پدیدارشناسی ساختار بنیادین دریافت نمی تواند در سر یا در جهان وجود داشته باشد. دریافت، رابطه ی پویایی درون ـ برون ای است. دریافت، پیوند متنوع و پرنوسان توجه میان فرد و جهان، من و محیط است که گاه قوی و ضعیف می شود.

دیوید سیمون

/ 5 نظر / 17 بازدید
فرزانه

سلام البته این نکته در مورد دریافت است نه پدیدارشناسی [لبخند] 1)آیا دریافت از دیدگاه پوزیتویست ها هم چنین نیست؟ یعنی ناظر بر رابطه ای دو طرفه بین درون و برون؟ 2)سر یعنی چه؟ آیا منظور فرد در برابر جهان است؟ زیرا جایی سر ترجمه کرده اید و جایی فرد. ممنون

یک دوست

سلام معلوم نیست چرا سیمون "من" را جزئی از "جهان" تلقی نمی کند؟ و با جدا کردن "من" از "جهان " خود و خواننده را دچار مغالطه مینماید.مغالطه او این چنین است : از انجا که "من" جدای از "جهان" است [پیش فرض ] در نتیجه قواعد حاکم بر "من" روابطی دلخواهانه با قواعد حاکم بر "جهان " برقرار میکند [چیزیکه پیوند متنوع و پرنوسان میخواند] , و از ان نتیجه میگیرد که ساختار بنیادین دریافت ,_ که البته منظور او از این ترکیب روشن نیست _ نه در سر و نه در جهان وجود ندارد. او البته حتمن باید جایی توضیح داده باشد که چیزی که نه در سر و نه در جهان وجود ندارد و وی ان را ساختار بنیادین دریافت نامیده است ,پس کجا وجود دارد؟ ایا سیمون به "عالم مثل" افلاطونی یا چیزی شبیه به ان نظر دارد؟ روشن است که سیمون دچار مغالطه کلامی شده است.این نوع مغالطه یا از ایده الیسم محض برمیخیزد و یا ناشی از خطای تکنیکی در کاربرد منطق زبان است.

محمد رضا شیرازی

خانم حقیقی. به نظر من این تکه گفتار سیمون در پی آن است تا تاکید دوباره کند که چگونه دریافت پدیدارشناختی اساسا به جای فاصله گزاری میان ذهن و عین و درون و برون، در پی تلفیق و ترکیب آنهاست. تا آنجا که من می دانم، نگرش پوزیتیویستی علمی سوبژه را از ابژه جدا می کند و به عنوان فاعل شناسا ان را می کاود. متاسفانه دسترسی به متن فعلا برایم ممکن نبود اما گمانم منظور از سر همان ذهن و سوبژه است. یک دوست عزیز! از یادداشتی که گذاشته ای ممنونم. به نظرم نقد تو به جملات سیمون ـ که شاید با مراجعه به نوشته های او بر طرف شود ـ باید از طرف خود اوپاسخ داده شود. روشن بگویم من اصلا نظر شما و دلایل و نتایجتان را نمی فهمم

یک دوست

سلام دوباره از منظر پدیدار شناسی و بر اساس انچه از سیمون نقل کرده اید "نمی فهمم" معنا ندارد. زیرا "نمی فهمم " یعنی "دریافت نمی کنم " اما "دریافت" به "سر" یا "جهان" مربوط نیست. پس "عدم دریافت " نیز به "سر_درون " یا به "جهان_بیرون" مربوط نیست.یعنی اینکه شما هرگز محق نیستس که بگویی "نمی فهمم". واضح است که این یک مغالطه کلامی بیش نیست. واقعن معلوم نیست که این ادعا که پوزیتیوسم علمی سوبژه را از ابژه جدا میکند ولی پدیدارشناسی این کار را نمی کند ولی همچنان از "من و محیط" "فرد و جهان" "سر و جهان" سخن میگوید از عدم شناخت مایه میگیرد یا سوئ تفاهم؟

سکونتگاهی برای همه

دوست عزیر سلام مهلت نگارش مطلب جهت ضیافت نهم معماری – شهرسازی تا 10 دی ماه 1387 تمدید شد. موضوع ضیافت نهم : «حس مکان در فضاهای شهری» منتظر یادداشت های شما هستیم ، لطفا ما را از نگارش های خود مطلع گردانید تا لینک آن در ردیف شرکت کتنندگان ضیافت قرار گیرد. جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره ضیافت و مطالب نوشته شده تا کنون به وبلاگ " سکونتگاهی برای همه" مراجعه نمایید. با تشکر فرناز ضرابیان – محمدرضا منعام