یک یادداشت لب حوضی!

دوست (ان) عزیز ِ "لب حوضی"!

 

2003448288025914192_rs.jpg

عکس: سپیده ذاکری، سایت دانشگاه

سلام!

امیدوارم که ته مانده ی دوران دانشجویی تان پر از شادی و اتفاق باشد.

...

به یاد می آورم آن روزها همیشه پشت به حوض می نشستید و از "اتفاق حوض" بی خبر. با این گونه نشستن، حوض آب برایتان تا حد سکوی نامناسب و ناراحت ِ نیمکت گونه ای فرو می کاست و شما از کارکردهای دیگر حوض غافل می ماندید: از آب حوض، ژرفای دلپذیرش، شکل منعطف اش، بادی که روی آن سر می خورد، ابری که خودش را در آن به تماشا می نشیند و ....

باشد که در این فرصت مانده، بیشتر رو به حوض بنشینید و این "همه" را تماشا کنید، و اگر ممکن بود (اگر آبی بود!) دستی به صورت آب بکشید وآن را با تمام وجود احساس کنید.

....

و این هم ره توشه ای برای  فرداهایمان: هیچ وقت به آب پشت نکنیم!

/ 8 نظر / 11 بازدید
عقیل بهرا

البته به تعبیر دقیقتر لب حوض نشینی نه به معنی پشت کردن به حوض بلکه به معنی یکی شدن با حوض بود چرا که حوض در مرکز کیهانی دانشکده( خانه سابق) قرار داشت و نیروی جانب به مرکز مارا بر آن می داشت هر چه بیشتر با این نقطه با ارزش که مستطیلی از آب اجازه حضور در آن را به حسرتی تبدیل کرده بود یکی شویم و همچون همان آب به تماشای 360 درجه این منظومه بنشینم هرچند که اعتراف می کنم سنگ تراش حوض از پدرانش چنین آموخته بود که زوایایی بسازد که هر چه بیشتر این امکان را از ما بگیرد

يک دوست

لب حوضی های عزيز ماجرای حوض تمام شده. هر روايتی { ماجرا } که امروز از حوض ميسازيد. متعلق است به رابطه امروز شما با حوض . و نه به تاريخ حوض. اگر در حوض ذوب ميشويد يا به ان پشت ميکنيد و يا هر روايت ايده اليستی ديگری از نسبت خود با حوض بيان ميکنيد.بدانيد که بیش از انکه به حوض مربوط باشد به درماندگی از مواجه با امروز و فردا مربوط است. پس خيال پردازی و افسانه سرايی بيهوده را واگذاريد. واقع بينی و عينی نگری را در پيش گيريد تا در ساختن حال و اينده نقشی مسولانه و پيشرو داشته باشيد.

سيامند

سلام کاش يه بار با ۷۸ ها لب حوض و به قول شما پشت به حوض می نشستيد تا نه حوض- آب و باد را که زندگی را لمس می کرديد. ما آنجا زندگی کرديم و آب نظاره گر زندگی بود. بپرسيد تا برايتان بگويد...

Bahram Hooshyar Yousefi

يک دوست... نظرتان همان عمق را داشت که قرار است با آن مواجهه کذا به قول نگارنده، حادث شود.... پس حوض آب که نه، اقيانوس فردا های خود باشيم.

محمد پناه

hanooz ham jesaratre zendegi mian saathaye hoz moj mizand va man chghadr koodak boodam..naylabakam tahe hoz moj mizand va sokoot mikonam ...

سلام آقای شيرازی..من دانشجوی ترم۸ دانشکده معماری دانشگاه ازاد هستم..از کتاب شعر فضا با شما اشنا شدم..و چندين مقاله تون رو هم خوندم..الان وبلاگتون رو هم می بينم..خيلی خوشحال شدم ..دوست دارم با دقت بخونم..اما الان فرصتی نيست ..چون تحويل پروژه دارم..بعدا کامل می خونم..اما اگه می شه سايز فونت ها رو يه کمی بزرگ تر کنيد..خيلی ريزه اخه..مرثی.

يک دوست

يوسفی عزيز ؛عمق؛ يک واژه فريبنده است. مفهوم ان به شدت تابع شرايط و وضعيت ديگر مفاهيم است. بدون ساختن دو تا جمله { سطحی } نسبتا صحيح و مبتنی بر واقعيت ها { و نه خيال پردازی} صحبت از عمق و اقيانوس خنده دار است. اگه به جملات قصار علاقه مند باشيم بايد بدانيم برای عميق بودن مقدمتا بايد {به درستی} سطحی بود.و آنکه اگر بدون تجزيه تحليل عينی و علمی .به عمق شيرجه بزنيم نتيجه صرفا خفگی و روياپردازی است. بگذريم که هيچ عمقی بدون سطح معنا ندارد.