ضیافت ششم. بخش سوم و آخر ـ Contextualism is regionalism is contextualism

5 ـ اما برخی طرح ها هستند که برخوردی دیگر با زمینه دارند. این رویکرد نه درصدد تعامل و گوش فرادادن به زمینه است، و نه در صدد به چالش کشیدن و از شکل انداختن آن، بلکه می توان گفت درصدد چشم پوشی کردن و یا صرفنظر کردن زمینه است. برای نمونه می توان به ژرژ پمپیدو اشاره کرد که همچون یک "شیء" و "ابژه" در بستر کار نشسته و ساز و آوازی "مخالف" و "متمایز" سر می دهد. این اثر زمینه را رد می کند، و مغرور و بی توجه، به محله و اطراف وقعی نمی نهد، قد برمیافرازد، سر بالا می کند، و حتی برای خود "زمینه" می سازد. آنچه این بنا را "جذاب" کرده جسارت آن در نفی و رد زمینه است.

 

مرکز ژرژپمپیدو

 

6 ـ با نگاهی اجمالی به نظریه های زمینه گرا و منطقه گرا به وجوه مشابه و همآوایی برمی خوریم که همسانی نیت و خواست را می رسانند. آنچه این دو را از هم جدا می کند، تا آنجا که "نام" متمایز بر آن می نهیم، مقیاس آنهاست. بنابراین، می توان این دو "مفهوم" را با توجه "همسانی هایشان" به هم مرتبط کرده و به نگاهی جامع تر رسید.

واحد زمینه گرایی ساختمان و بنا نیست، بلکه محله است. از این رواست که معماری زمینه گرا بلافاصله با شهر می پیوندد، از معماری صرف فاصله می گیرد، و به معماری شهری تبدیل می شود. به تعبیر دیگر، زمینه گرایی مفهومی اساسا شهری است تا صرف معماری، چرا که زمینه گرایی در مقیاس شهر بسط می یابد. اما از دیگر سو این گونه هم نیست که زمینه گرایی به درون معماری نرود و "پشت در" بماند. زمینه گرایی اگرچه از شهر و محله می آغازد، اما به درون بنا هم می رود و آن را متاثر می سازد. اگر زمینه چیزی از محیط می کوید، این گفتمان باید به درون فضا هم بخزد.

بدین سان معماری زمینه گرا تنها همسایه را در نظر نمی گیرد، بلکه به واحد همسایگی یا به محله و ناحیه توجه دارد. یک بنای زمینه گرا، بنایی نیست که خود را با بنای همسایه یا ساختمان روبرو مواجه کند، بلکه باید کمی پیش برود و به بنای انتهای خیابان، یا به یادمانی که از فراسو دیده می شود نیز توجه کند. بنابراین، زمینه گرایی از محله می آغازد، به ناحیه و بخش های شهری می رود، و در سطح شهر مطرح می شود. اما آنسان که پا از شهر فراتر می نهد، تبدیل به منطقه گرایی می شود. منطقه گرایی مقیاسی کلان و برون شهری است، و از منطقه ای جغرافیایی حکایت دارد که شهر و حومه و حتی شهرها و روستاهای همجوار جزو آنند. اما خود منطقه گرایی نیز، به زعم خیلی از منتقدان و نظریه پردازانش، همزمان واجد وجهی منطقه ای و جهانی است. پس منطقه گرایی در نهایت وجهی تعدیل یافته از جهانی گری را در خود نهفته دارد.

در معنایی کلی می توان گفت که آغاز زمینه گرایی محله است، اما زمینه گرایی در دو جهت خرد و کلان بسط می یابد. زمینه گرایی در مقیاس کلان به منطقه گرایی می رسد، و در مقیاس خرد به حال و هوای درونی بنا. اما وجه جهانی منطقه گرایی نیز از حد منطقه فراتر رفته، و بعدی جهانی می یابد. در اینجاست که زمینه گرایی و منطقه گرایی نه امری متمایزاند، که اساسا و ذاتا می توانند مکمل هم باشند. بدین سان، معماری زمینه گرا خود را اگر چه عمیقا "در مکان" فرو می برد، اما "حضور" خود را تا دوردست ها، تا شهرها و کشورها، تا جهان و کیهان بر می افرازد. این حضور از جنس "گفتمان" و "سخن" است، یعنی حضوری معنایی و نه صرفا نحوی. و از این رواست که شاید بتوان گفت زمینه گرایی همان منطقه گرایی همان زمینه گرایی است.

/ 8 نظر / 23 بازدید
علیرضا

لذت بردم مثل همیشه. فقط زمینه گرایی مگر محدوده های تاریخی و اجتماعی را در بر نمیگیرد؟ به عبارت دیگر به نظ

علیرضا

..به نظرم بار جغرافیایی منطقه بیشتر از زمینه است و باز به عبارت دیگر منطقه بیشتر اسمی ذات و زمینه اسمی معنی ست. اینطور نیست؟

میرغلامی

جمع بندی خوبی بود. ممنون به خلاصه این پایان نامه هم نگاهی بیانداز البته هنوز برای من این سوال باقی است که اگر مثلا چارلز کوریا یا راج ریوال را معمار منطقه گرا بدانیم و قرار باشد کاری در منطقه دیگری انجام دهند نحوه برخوردشان باید چگونه باشد؟ چند نکته مقیاس زمینه برای زمینه گرا خواندن یا نخواندن یک کار معماری توسط تئوریسین ها هنوز به طور واضح و مفصل تحلیل نشده یا بهتر است بگویم من ندیده ام. مثلا در مورد اینکه معتقد باشیم "واحد زمینه گرایی ساختمان و بنا نیست، بلکه محله است" یک مشکل وجود دارد. محله بیشتر یاد آور محیط های مسکونی یا آنچه حومه شهر در تقابل با مرکز شهر شناخته می شود است. اکثر بناها در مراکز شهری ساخته می شوند و مقیاس محله کمی گنگ به نظر می آید. شاید بلوک شهری مقباس بهتری باشد. بعلاوه بسیاری از کارهای معماری از جمله آندو در بستری طبیعی و غیر شهری بنا شده اند. زمینه را برای آنها چطور باید تعریف کرد؟ ممنون

محمد رضا شيرازی

علیرضا و مرتضای گرامی، احتمالا چند روزی دسترسی به اینترنت نخواهم داشت. پس از چند روز حتما با شما به گفتگو خواهم نشست. ممنون. موفق باشید.

امیر مهدی خادمی

با سلام .من فکر میکنم که اگر زمینه از طرفی به منطقه بسط پیدا کند و در ادامه به جهان برسد نوعی سرعت را در پروسه وارد کردهایم این شتاب تفسیر متعددی خواهد داشت.در ادامه فکر میکنم جهان واحد مفهوم ژنتیک بیابد و یا لایه های اطلاعاتی.یا زمینه یکنواخت در نظر گرفته می شود و فردیت ویا کروه ها مطرح می شوند که لایه و تفسیر خودشان را دارند اما فکر می کنم کثرت دومی بیشتر است و اولی قوام خودش را دارد .به نقاطی خواهیم رسید که سیار هستند و در هر زمینه ای ظاهر می شوند و مات که به اولی نزدیک تر است. بدرود و سپاس

امیر مهدی خادمی

اگر اینطور به مساله بنگریم جغرافیا می شود یک لایه و تاریخ هم همین طور و روح زمانه غالب و انسان محور اما نه اول و ژنتیک

نصیر زرین پناه

محمدرضا گرامی، سلام. ممنون که در ضیافت ششم شرکت کردی. در غیاب میزبانان قبلی، از خانم شاهرخی برای پذیرش میزبانی ضیافت هفتم دعوت به همکاری کردم. با آرزوهای خوب.

چاوشانی

به تعداد انسان های روی زمین به توان n راه هست برای رسیدن به یک ایده، فرم وطرح. با افتخار از شما دوست عزیز دعوت می شود که از "نمایشگاه مجازی فرم های معماری" بازدید نموده و با اظهار نظر ارزنده خود بنده رو از اشکالات و ضعف های این روند (هم از لحاظ جزییات کارها و هم از نظر کلیت این حرکت) آگاه نمایید. www.modeling.blogfa.com